تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
ظهر تابش آفتاب زياد و حرارت آن شديد شد . شايد علت آن اختلاف درجه حرارت بين دو منطقه خشك و مرطوبى باشد . چندصدمتر بالاتر از دامنهء تپه‌ها برف نشسته و همه‌جا را فراگرفته بود . با اين حال ، درختان بلوط و گياهان ديگر سرسبز و شاداب بودند و شاخه‌هاى درختان پرتغال و ليمو زير بار سنگين ميوه‌هاى خود خم شده بودند . همينطور كه پيش مىرفتيم تعداد زيادى سرهاى گراز را بين شاخه‌هاى درختان آويزان ديدم . اينها را به عنوان مترسك از شاخه‌ها آويخته بودند . معلوم مىشد كه مردم به شدت از كشتزارهاى خود مراقبت مىكنند . همانند بعضى از نواحى انگليس كه كشاورزان بعد از كشتن موش‌هاى كور ، پوست‌هاى آنها را در بوته‌زارها از شاخه‌اى مىآويزند . از تعداد سرهايى كه لابلاى شاخ و برگ‌هاى درختان ديدم ، دريافتم كه شمار اين حيوان در ناحيهء استرآباد بسيار زياد است . تمامى اين ناحيه به نحو چشم‌گيرى سرسبز و خرم بود و عليرغم رطوبت بالاى محيط هوا بسيار خوب و دماى آن در سايه در حد متعادل و مطلوبى قرار داشت . شايد اگر بخاطر گل شدن زمين آن در اثر رطوبت نبود ، استرآباد يكى از استراحتگاه‌هاى خوب محسوب مىگرديد . مدتى كه در استرآباد بوديم پيش از يكى دو بار برف و باران باريد ، اما برف مدت زمانى بر زمين نماند . مىگفتند كه معمولا در استرآباد برف بيش از يكى دو روز باقى نمىماند . شايد باوركردنى نباشد كه در همين موقع بوته‌هاى گل سرخ در شهر از گلهاى شكفته و زيبا سرشار بودند . هنگاميكه از وسط شهر مىگذشتم بازار آن را خيلى بزرگتر از آنچه كه فكر مىكردم يافتم . تعداد مغازه‌ها زياد و مردم نيز سخت به كار و فعاليت مشغول بودند . حصيرهايى كه پوشش سقف را تشكيل مىداد به حدى پايين بود كه به سختى مىشد سواره از بازار عبور كرد . داخل بازار پر از گل بود و شهر جز ويرانه‌اى فراموش‌شده چيز ديگرى نبود . ديوارى به طول سه يا چهار ميل بدور شهر كشيده شده كه قسمت‌هايى از آن فرو ريخته بود و براحتى مىشد با اسب از اين محل‌ها به شهر داخل يا خارج شد . بيرون افراد زيادى از طوايف تورى « 1 » ، بنگاشى « 2 » از كورام « 3 » در مرز پنجاب ، براى ملاقات با من ايستاده بودند . اينها تماما مىگفتند كه از عوامل و دوستداران بريتانيا هستند و به همين دليل از مزاياى خاصى برخوردار بودند . نمىدانم آنها اولين بار كى به اين سرزمين پا نهاده‌اند . بعضى از آنها مىگفتند كه در استرآباد متولد شده‌اند ، حال آنكه بعضى
هامش
( 1 ) -Turi. ( 2 ) -Bangashi. ( 3 ) -Kurram.