قطع كرده و به سمت پايين به شاهرود و بسطام سرازير مىشدند ، گماشته بودند . افراد اين گارد همگى به تفنگهاى ورندل مسلح بودند . سهام الدوله بعد از خريد اين تفنگها از سوى دولت ايران ، از اتريش تعداد 600 عدد از آنها را به خود اختصاص داد كه به صلاحديد خود نيز بين دهكدهاى مرزى توزيع نمود .
دشت جائى بود كه سهام الدوله بما گفته بود كه شكار به وفور در آن يافت مىشود . او مىگفت كه به خوبى وضع شكار را در اين ناحيه زير نظر دارد و به من اجازه داد كه هرقدر بخواهم در آن به شكار بپردازم . اميد من در اينجا نيز به يأس تبديل شد . نيزارها را تماما زده بودند و قرقاولها نيز از آنجا رفته بودند . طغان سردار پير مرا متقاعد ساخت كه 6 ميل آنطرفتر به سمت پايين دره بروم و مىگفت كه در آنجا قرقاول به وفور يافت مىشود .
اما با كمال تعجب در آنجا هم خبرى نبود . تنها چيزى كه عايد ما شد چند اسفرود بود كه به كمك باز آنها را شكار كرديم .
تنها جايى كه تعدادى قرقاول در آن به چشم مىخورد ، نيزار كوچكى بود كه در پايين دست دهكده وجود داشت . اما از آنجا كه زمين آن گل و شل بود نمىشد به آن حوالى رفته و مرغها را از آنجا بيرون راند . در اينجا به كمك سگى از دهكده توانستم چند قرقاول يك خروس جنگلى چند نوكدراز را به دام اندازم كه البته كار بسيار دشوارى بود .
وضع از آنچه كه ژنرال مكلين در سال 1888 م . گزارش داده بود ، بسيار فرق كرده و تعداد قرقاولها در اين ناحيه به شدت رو به كاهش نهاده بود . با اسلحههايى كه به تعداد زياد در بين دهكدههاى مرزى پخش شده است به نظر مىرسد كه تا چند سال ديگر تقريبا نسل قرقاول در اين منطقه از بين برود .
كوههاى واقع در شمال و شمال غرب منطقهء دشت در بالا تماما پوشيده از جنگلهاى درختان مازو يا بلوط بود و در زير آنها درختان سرو كوهى به صورت تك و توك پراكنده بودند . اين وضع به همينجا خاتمه مىيافت و به سمت غرب و آنطرفتر ديگر درختى نبود .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص١٩٣