شكار برد .
حبيب الله خان با اينكه سيزده سال بيشتر نداشت ، وى را سرتيپ خطاب مىكردند .
بنا به امر پدرش به فرماندهى كردهاى قزاق شاديلو گماشته شده بود . همانند قزاقهاى روس نيز لباس مىپوشيد . سه پسر ديگر سهام الدوله خردسال بودند . او همچنين صاحب پنج دختر بود . مىگفت كه نزديك به 62 تن از بچههايش بيشتر در اثر آبله مردهاند . با اين حساب شمار كل بچههاى وى به 74 مىرسد كه خود خانوادهء بسيار بزرگى بود .
از بجنورد كه خارج شديم . مسير ما به طرف شمال و از روى تپههايى كه درهء بجنورد را دربرمىگرفت مىگذشت . ابتدا 120 متر به ارتفاع ما افزوده شد و سپس در پايين آمدن از دامنهء شمالى نزديك به 300 متر از ارتفاع ما كم گرديد تا به درهء اترك رسيديم . در اينجا رود 4 متر و نيم پنها و 60 سانتيمتر عمق داشت و زمينهاى كنارهء آن نيز 6 متر بالاتر از سطح آب قرار گرفته بودند .
در راه به گلهاى گوسفند كه گرگها آنها را دريده بودند برخورديم . تعدادى از گوسفندان مرده بودند . حال آنكه بعضى ديگر به شدت زخمى شده بودند . گرگها معمولا دم گوسفندان را گرفته و آنها را مىدرند و بدينترتيب زخمها و آسيبهاى عميقى به آنها وارد مىكنند .
سهام الدوله يك ياور يا ريسالدار را همراه با ده تن از قزاقهاى كرد شاديلوى خود ، مأمور همراهى و حفاظت از ما تا رسيدن به مرز گوكلان نمود . از آنجا قرار بود تا يكدسته از گوكلانهاى تازهنفس اين وظيفه را به عهده گيرند . رئيس از بيم آنكه در راه خطرى متوجهء من باشد بسيار ناراحت و نگران بود . به همين دليل نيز طغان سردار سركردهء تركمن خود را كه در بيشتر سفرهاى مخاطرهانگيز وى را همراهى كرده بود فراخواند و با توصيههاى زيادى در مورد حفاظت جان ما در برابر گزند احتمالى يموتها او را به همراهى ما مأمور نمود .
عبور دادن قاطرها از رود اترك حركت را خيلى كند كرد . سپس از دامنههاى شمالى تپه بالا رفتيم تا 570 متر به ارتفاع ما افزوده شد و با سرازير شدن از دامنهء ديگر و كاسته شدن 300 متر از ارتفاع ما به دهكدهء كرد قلعهجق « 1 » رسيديم . روى تپهها يك نوع درخت گويج يا كيالك كه ميوههايى زردرنگ و درشت به اندازهء سيب كه قابل خوردن هم بود ، به وفور يافت مىشد . يك نوع ديگر از همين درخت نيز بود كه ميوههايى كوچكتر و
هامش
( 1 ) - قلعهجق - دهى از دهستان گرمخال شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .