تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
سبب تنزل وجود انسان از مقام تعيّن ثانى و عالم اسما و صفات و عالم ذرّ و مقام سماى اطلاق و عالم قضا و مرتبهء ام الكتاب به عالم ماده و گيتى و عالم خلق و كثرت و ارض تقييد ، همان نيل كمالات و درك فضايل و اتصاف به وجودى جمعى احدى است . و حدوث انسان در بدن مادى و كالبد جسمانى و ورود آن در عالم حركات و متحركات ، جهت ايجاد و يا ظهور و اظهار قوس ديگر وجود است كه از آن به معراج تركيب ، تعبير شده است ، كما اين كه از قوس ديگر وجود به معراج تحليل ، تعبير نموده‌اند كه ماده و هيولاى انسانى بعد از استقرار در رحم ، شروع به تكامل نموده و اين سير و ترقى و معراج به غايت وجودى خود كه فناى فى اللّه باشد ختم مىشود . لذا تنزل و ترقى ، شأن ذاتى وجود است . و همان طورى كه وجود ، در مقام نزول ، به حسب نفس ذات ، متجلى است ، در قوس صعود نيز بالذات قبول تكامل نموده و جوهر ذات وجود ، متحرك و سيال است [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] . در كتاب مبين نازل شده است :« إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »« 1 » ،« إِنَّا لِلَّهِ »اشاره است به قوس نزولى و« إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ »ناظر است به قوس صعود . و رجوع ، فرع وجود و ثبوت قبلى است در مقام واحديت كه :راجع آن باشد كه بازآيد به شهر * سوى وحدت ، آيد از تفريق دهردر كلمات انبيا و حكما و متألّهان از اولياى اقدمين در سرّ هبوط انسان از جنت نزولى به عالم ماده اشارات و تصريحات لطيفى موجود است كه در مباحث بعد بيان مىشود . در مقام بيان علت هبوط آدم و سبب خروج او از مقام خود ، لسان اشارات و لطايف صادر از انبيا و اوليا و كمّل از حكما مختلف است ، اگر چه همهء آنها به شىء واحد و امر فارد كه علت آن سيّئه و گناهى تكوينى است كه - صدرت عن أبينا آدم - اشارت است . برخى از قائلان به تناسخ « 2 » گويند : علت هبوط نفس ، نقص ذاتى و فقر جوهرى آن است ، كما قال
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 156 . ( 2 ) . جميع محققان از قدماى قائل به تناسخ ، مرادشان از تناسخ ، تناسخ ملكوتى و متصور شدن نفوس به صور اعمال و افعال و نيات است ، كما اين كه شيخ رئيس نيز در برخى از مسفورات خود ( رساله اضحويه ) به اين معنا متفطن شده است . اگر چه با برخى از اصول و قواعد او توافق ندارد و ليكن - لم يقدر على حلّه و تحقيقه - در رساله گويد : « و الغرض فيه الإشارة إلى الهيئات الرديئة التي تبقى في النفوس بعد الأبدان ، إذا كانت شريرة فاجرة فتتعذّب بها النفوس و تكون