برخى از متكلمان ، از باب آن كه تحقّق وعد و وعيد بدون وجود معاد و نشأت آخرت امكانپذير نيست ، به لزوم معاد استدلال نمودهاند . اشاعره در اين باب از باب انكار حسن و قبح عقلى ، تحقّق معاد و لزوم اعتقاد به محشر و احياى نفوس جهت نيل به جزاى اعمال را جزء سمعيات مىدانند . از قدماى حكما و اوايل نيز نقل شده است كه اگر آخرتى براى رسيدن به ثواب و نتايج اعمال نيك و نيل به جزاى اعمال و ثمرات افعال زشت موجود نباشد ، دنيا جولانگه اشرار و نفوس خبيثه و منغمران در شهوات خواهد بود .
قايلان به تحسين و تقبيح عقلى گويند : عقل ، مستقلا به لزوم وجود معاد و حشر و نشر حكم نمايد . و آيات قرآنى به همين حكم عقل ارشاد نمايند ، چون در مستقلات عقليه حكم تشريعى به نحو تأسيس معنا ندارد . اشاعره گويند : عقل به لزوم معاد حكم ننمايد و از ناحيهء شرع ، اين اصل اعتقادى تأسيس شده است ، اول اختلافى كه در امر معاد بين مسلمين پيش آمد همين اختلاف عدليه و اشاعره مىباشد .
بنابراين ، اختلافى در اصل لزوم معاد و يوم جزا وجود ندارد و اختلاف ، در كيفيت معاد و حقيقت آن موجود است [ 1 ] .
شرح
طبايع سياله و حقايق جوهرى قابل تبدل به حقايق ملكوتى - ملكوت اعلى و ملكوت ادنى ، عقول و برازخ - و دوم از راه مبدأ فاعلى .
بنابر آنچه ذكر خواهد شد ، معاد جسمانى و حشر اجساد به حسب براهين عقلى از نواميس طبيعت و امرى طبيعى و ذاتى حقايق طبايع انسانى است نه مبتنى بر تعبد و التزام به آن ، از باب مقبولات و اعتقاد تقليدى و قبول آن از طريق شريعت و حصول اعتقاد تقليدى .
[ 1 ] . بعضى از متأخران ، ضرورى را كه منكران آن كافر محسوب مىشوند ، همان اصل معاد دانستهاند ، اگر چه خود به معاد جسمانى معتقد مىباشند و گفتهاند : اگر كسى به واسطهء وجود شبههاى كه برايش حاصل شده است ، معاد را روحانى بداند و آيات مشعر به معاد جسمانى را تأويل نمايد كافر نيست .