اين معنا هرگز مستبعد نمىباشد و مىشود وجودى نسبت به وجود ديگر و حقيقتى از حقيقت ديگر اكمل باشد ، در حالتى كه آن حقيقت از آن اشرف است ، مثل نسبت نفس ناطقهء مستكمل به حكمت نظرى و عملى و نفس كامل بالغ به درجات اكمليت و مرتبهء فوق التجرد ، به عقل مجرد بالفطره ، اين عقل از اين نفس اشرف است ؛ چون ملاك اشرفيت ، دورى از ماده و تنزه از تجسم و تقدّر است و اين نفس از آن عقل اكمل است ، چون مرتبهء وجودى او را واجد است با شىء زايد ، ولى مرتبهء نازل آن ، از ماده تجرد ندارد و اگر از ماده مجرد شود ، از تجرد و تجسم لازم جسم و بدن مثالى و برزخى ، هرگز تجرد حاصل نمىنمايد . بنابراين مشرب و اساس ، معاد جسمانى امرى مسلم است . و بنابر براهين عقليه ، انسان محشور در يوم نشور همان انسان موجود در دار غرور است . و محشور ، حقيقت مركب از جسم و روح و مزدوج از نفس و بدن مىباشد و شخص معاد در قيامت همان شخص متجسم در دنيا خواهد بود ، به نحوى كه هر كه او را در قيامت ببيند گويد : اين ، همان انسان در دنياست روحا و بدنا .
مطلب ديگرى كه بايد در اينجا ذكر شود ، آن است كه انسان متحرك به طرف آخرت داراى حركتى است اصلى و ذاتى و جوهرى كه به طرف آخرت روان و متحرك است . و حقيقت او مادامىكه در دنياست ، سيال و غير ساكن است . و نيز داراى حركت ذاتى ديگر توأم با حركت نفسانى عرضى است كه از ناحيهء انبيا و دعات الى اللّه به واسطهء جعل احكام شرعيهء [ 1 ] نازل از جانب حق ، او را به طرف كمال ، سوق مىدهند . و عقل عملى انسان ، از اين ناحيه به مقام فعليت تام مىرسد . و از تكميل قوهء نظريه ، نفس به مقامات عاليه از علم يقين و از ناحيهء
شرح
[ 1 ] . « لكل موجود حركة جبلّيّة و توجّه غريزي إلى اللّه تعالى و للإنسان مع تلك الحركة الجوهرية العامّة حركة أخرى ذاتيّة منشؤها حركة عرضية في كيفية نفسانية لباعث ديني و هي المشي على منهج التوحيد و مسلك الموحّدين من الأنبياء و الأولياء و أتباعهم و هي المراد بقوله تعالى :« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ ». سفر نفس اسفار ، ج 2 ، ص 284 ، 285 و 286 ، طبع جديد 1379 ، ق .