تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
به حق كه همان وجه حق است - قبول نيستى ننمايد و از عروض عدم و نيستى به وجوب ذاتى حق ، مبرّا و منزّه است [ 1 ] . و ان شئت قلت : عدم ، بالذات به سبق و لحوق متصف نمىشود . و اين قوهء واهمه است كه از براى حقايق حادثه ، عدمى ازلى فرض مىكند و بعد به واسطهء وجود علت تامهء وجود ، شىء حادث مىشود و شىء حادث به واسطهء ماده و استعداد قبول فنا ، معدوم مىشود . و چه بسا صاحبان اوهام ، تصور نمايند كه عدم ، عارض بر وجود ممكن مىشود و وجود معدوم را از صفحهء وجود ، حكّ نموده و آن را از متن واقع و صريح عالم خود ، خارج مىسازد . و از آن جايى كه حقايق وجودى ، ظهورات و تجليات و شئون ذاتى و اشعّات نور جمال حق و اظلال وجه مطلقند ، هرگز از مرتبهء وجود و ظروف و وعاى هستى خود خارج نشوند و وهم است كه از باب عدم احاطه به مراتب وجود و درجات هستى ، خيال مىكند حقايق وجود ، به حسب متن واقع و صريح ذات و حقيقت ، فانى و متبدل مىشوند [ 2 ] .
شرح
[ 1 ] . و إلى ما ذكرنا أشير في قوله تعالى :« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ . وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ ». « 1 » [ 2 ] . عروض و طريان عدم بر شىء يا در اصل مرتبه و ذات و حقيقت شىء است كه شىء با فرض قوام به علت در مرتبهء وجود خود ، قبول عدم مىنمايد ، اين همان اجتماع نقيضين است . و يا عروض عدم و نيستى ، مرتبط مىشود بر شىء نه در مرتبهء وجود آن شىء مثل عدم سابق و لا حق شىء ؛ چنين عدمى ، عدم شىء نمىباشد و ارتباط با شىء ندارد ؛ چه آن كه عدم شىء ، رفع همان شىء است در مرتبهء وجود و مقام فعليت آن شىء نه عدم سابق و لا حق آن شىء . حدوث حادثات و وجود حقايق وجودى و ظهور اكوان زمانى ، معلول انبساط نور حق و ظهور وجه مطلق و به اعتبارى عدم حقايق حادثه ، معلول انقباض نور حق است . و من اسمائه تعالى : الباسط و القابض و لهذا الكلام طور آخر من البحث . ما ، در بحث معاد به طريقهء اهل عرفان و تصوف به شرح آن مىپردازيم .
هامش
( 1 ) رحمن ( 55 ) آيهء 27 - 26 .