شرح
نباشد ، تحقق و وجود آن ، واجب و عدم آن ، ممتنع است « 1 » .
و ديگر آن كه فياضيّت حق ، مقتضى ايجاب و وجوب و ملازم با ايجاد و وجود است . و برگشت انعدام اشيا به زوال علت و عروض عدم بر سبب تام حقايق وجودى است ، در حالتى كه واجب الوجود بالذات هرگز محل حوادث قرار نگيرد و عدم حق ، ممتنع بالذات است . و از آن جايى كه آنچه مدخليت در ايجاد عالم دارد ، عين ذات اوست و مفيض وجود به حسب واقع اوست و بس و علت مبقيه نيز عين علت محدثه است ، فرض انعدام اشيا از ناحيهء حق از اغاليط وهم و خيال است .
و جميع حقايق از مجردات و ماديات ، در مرتبهء وجود خود قائم به حق و عروض عدم و نيستى به حقايق در مرتبهء وجود آنها مستلزم اجتماع دو نقيض است . و عدم سابق و لا حق شىء ، عدم شىء محسوب نمىشود . و در مراتب طولى وجود نيز هر وجودى داراى مقام و مرتبهء خاصى است كه از آن مرتبه خارج نمىشود ؛ براى آن كه تقدم و تأخّر ، ذاتى علت و معلول است . و وجود و تحقق وجودى در مرتبهء اعلاى از وجود و تحقق وجودى در مقام متأخر از آن و تحقق وجودى در مقام توسط بين دو وجود ، اگر چه مقوم اصل حقيقت نيست ، ولى ذاتى شىء واقع در آن مرتبه است .
بايد متوجه بود كه حشر ، به اجساد انسانى اختصاص ندارد و جميع موجودات ، داراى حشرند . و هر موجودى كه از عدم به ظهور پيوسته است ، مبدأ ظهور آن ، اسما يا اسمى از اسماى الهى است .
و معاد آن شىء نيز به همان اسم خواهد بود .
بنابر مشرب تحقيق ، هر موجودى از جمله معدن و نبات ، داراى كلمهاى ثابت و اصلى ملكوتى است كه مرجع آن شىء نيز همان كلمه است . بنابراين ، حقايق مادى و زمانى - كه به نظر صاحبان اوهام و خيالات ، معدوم صرف مىشوند - به اصل ثابت خودشان ، اسم مبدأ ظهورشان و يا كلمهء مستجنّ در ملكوت وجود خودشان ، پيوندند كه :چرخ با اين اخترانِ نغز ، خوش زيباستى * صورتى در زير دارد ، آنچه در بالاستىكاش دانايان پيشين ، اين بگفتندى تمام * تا خلافِ ناتمامان ، از ميان برخاستى
هامش
( 1 ) فرض وجود عالمى ديگر مماثل با اين عالم ، ملازم است با وجود مجرّدات طولى و عرضى و عوالم برزخى ، غير آنچه بالفعل موجود است . و نيز ملازم است با عقل اول و وجود منبسط و حق مخلوق به ديگر غير آنچه بالفعل تحقق دارد و لازم آن ، تحقق صدور كثير از واحد و وجود جهتى در حق اول اشرف عما كان عليه مىباشد . و نيز يلزم التكرار في التجلى و غير اينها از توالى فاسد .
متكلّمان ، در اين بحث از حيث اظهار كلمات بىمعنا و بىاساس غوغا نمودهاند . آنچه كه ما تقرير نموديم ، از حيث دقت و عدم تحمل مناقشات ، به مراتب از آنچه صاحب شوارق و غير او از اهل تحقيق در اين باب تقرير نمودهاند ، بهتر است مثل لزوم تحقق فرجه و حركت قسرى دائمى و غير اينها از توالى فاسد .