برقرار است . و هر بدن سيال متحرك در عالم دنيا به بدنى عين خود در باطن خود كه قبول تلاشى ننمايد قائم است و حىّ و شاهد و حاضر است .
و بالأخره تحقيق در اين مسأله كه جنتى كه پدر ما بنى نوع آدمى از آن هبوط نمود ، غير جنتى است كه به متقين وعده داده شده است ؛ چه آن كه جنت و بهشت صعودى كه مأواى اهل تقوى و موطن سعدا است ، نتيجهء اعمال و ثمرهء عبادات و افعال است ، بر خلاف جنت موجود در نزول وجود كه سابق بر اكوان مادى است و بهشت متحقق در صعود وجود ، متأخر از اين عالم و در موطن ما بعد طبيعت واقع شده است .
ما ، در اين مسأله در مباحث مربوط به عالم مثال مفصّل بحث نموديم .
* * * يكى از مباحث كه مسألهء حشر اجساد و معاد جسمانى بر آن توقف دارد ، مسألهء جواز يا امتناع اعاده معدوم است . برخى از اهل كلام مسألهء معاد را بر اعادهء معدوم مبتنى دانستهاند ، اين جماعت به ضرورت كتاب و سنت به معاد جسمانى معتقدند . و از طرفى حقيقت انسان را همانطورى كه نقل نموديم ، همين هيكل محسوس دانستهاند . و نيز نزد آنها مسلم است كه حقيقت انسان ، چون از سنخ مواد و اجسام است ، بالأخره قبول تفاسد و تلاشى مىنمايد . و جمعى ، از اين جهت به فنا و انعدام اجسام و مواد و صور قائم به مواد و اعراض قائم به صور و انواع معتقد شدهاند كه به زعم آنان ، آيات قرآنى و آثار نبوى ، در فنا و زوال و انعدام عالم ماده صريح مىباشند . به عقيدهء اين مردم هنگام قيام قيامت و روز محشر [ 1 ]
شرح
[ 1 ] . مراد آنان از فنا ، فناى اصل ذات و حقيقت است . برخى از اهل كلام معتقدند كه جميع اجزاى عالم وجود جوهرا و عرضا فانى و معدوم مىشود . برخى عقيده دارند كه جواهر عالم فناپذير نيست و معدوم نمىشود ، بلكه صور و هيآت اجسام ، تركيب خود را از دست داده و به اجزاى متفرق در فضا مبدل مىشود ، ولى اعراض به كلى معدوم مىشود چون اعراض ، قائم به صور مركبات است و به انحلال تركيب ، آنچه قائم به مركب و حالّ در آن است ، فانى و معدوم مىشود .