اخروى است ، نمىتواند به حشر اجساد معتقد شود . و تبعيت از شيخ اتباع مشّاء و اذعان به اين كه : « لا يبعد أن تكون الأجرام الفلكيّة موضع تخيلات بعض النفوس » از حيث اشتمال بر توالى فاسده دستكمى از انكار حشر اجساد ندارد [ 1 ] .
بايد دانست كه مسألهء معاد ، يكى از عويصات مباحث اعتقادى است . و نيز بايد متوجه بود كه در اين مسأله فقط دلايل عقلى مبرّا از شوائب اوهام و نص كتاب - نه ظواهر كتاب مجيد - و نصوص متواتر قطعى صادر از ائمه - عليهم السّلام - حجت است .
و نيز بايد توجه داشت كه دلايل نقلى در مسألهء معاد مثل اخبار معراج جسمانى بر بسيارى از متشابهات مشتمل است [ 2 ] .
اين مسأله نيز بايد مورد توجه واقع شود كه اكثر متكلمان - كه خود ، گفتهء خود را درك مىكنند و به مراعات اصول و قواعد علمى مقيد هستند و پر بىتوجه سخن نمىگويند - گويند كه بدن اخروى يعنى بدن محشور در قيامت ممكن نيست عين بدن دنيوى باشد . اينها فهميدهاند كه قول به عينيت - البته عينيت مصطلح
شرح
[ 1 ] . ما ، در اين مسأله كه اساسا معاد جسمانى - نه اصل معاد - اصل برأسه و انكار آن فى نفسه موجب كفر است ، بحث خواهيم نمود .
[ 2 ] . حقير به تبعيت از كتاب مجيد و مأثورات و لوى به معاد و معراج جسمانى معتقد است . و در مسئلهء متشابهات از آيات در باب صفات مثل« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى »بنابر آثارى كه از اهل عصمت و طهارت - ائمهء شيعه - رسيده است ، معتقد است كه همه آيات متشابهه در باب صفات به محكمات برمىگردند . در اين مسأله تعجب دارد كه چرا متكلمان از اهل سنت و جماعت در باب مبدأ و صفات و افعال او آيات متشابهه را تأويل نمودهاند و تأويل را جايز مىدانند ، ولى در باب معاد دربست بدون چون و چرا همه را قبول كردهاند ؟ !
بايد گفت كه اين جماعت اصلا بين دنيا و آخرت فرق نفهميدهاند . در آيات و رواياتى كه بر وجوه فرق بين دنيا و آخرت مشتمل است و تحقيق در اين كه نشئهء آخرت ، نشئهء فعليت و كمال و عالم نيل به ثمرات اعمال است و حركات تكاملى در آخرت نيست و همچنين نشأت آخرت در طول دنيا واقع شده است و نسبت به دنيا غيب محسوب مىشود و اين قبيل از مطالب ، غور ننمودهاند ، لذا اين مردم حق ندارند در اين مباحث وارد شوند .