اهل كلام - خيلى بىاساس است . مثلا بدن محشور ، عين بدن شخص در هنگام مرگ باشد ، يا بدن موجود در شباب و معدوم در پيرى ، يا بدن شخص هنگام معصيت و اطاعت با اين قيد كه در آثار وارد است دار آخرت دار حيات بدون موت است ، ناچار بدن اخروى بايد فاقد استعداد تفاسد و مرگ و . . . باشد و هكذا .
بر فرض آن كه بدن محشور در قيامت عين بدن موجود در قبور باشد ، يا تعلق روح به بدن ، در همين دنيا محقق شود و ابدان مبعوث از قبور و مستعد از براى ارواح ، در همين عالم ماده و دنيا ، متعلق نفوس واقع شوند كه در اين صورت آخرت و قيامت قائم نشده است . و يا روح به بدن تعلق مىگيرد ، آن هم بدن دنيوى در آخرت اين شق نيز امكان ندارد .
فخر رازى و برخى ديگر از اهل كلام گويند : فرق بين تناسخ و حشر آن است كه در تناسخ ، ارواح به ابدان در دنيا تعلق مىگيرند و در حشر ، ارواح به ابدان در آخرت تعلق گيرند ، ناچار اين بدن بايد با نشأت بعد از دنيا ، يعنى آخرت ، متناسب باشد ، يعنى بايد بدن ، با نشأت آخرت متناسب باشد .
* * * يكى از مباحث مهم كه در بحث معاد به تحقيق و تدقيق آن احتياج مبرم وجود دارد [ 1 ] ، قول به تجرد عالم برزخ و اعتقاد به وجود بدن مثالى و اخروى است .
و تحقيق در عالم مثال و بيان وجوه فرق بين برزخ صعودى و نزولى و اثبات آن كه جسم برزخى از حيث تأثير و قبول صور و فعليات و بروز آثار و ظهور فعليات كامنهء در باطن ذات ، به مراتب تمامتر و كاملتر از اجسام مادى است .
و تحرير آن كه دار عقبا عالم فعليت و آثار و نشأت ظهور سراير و خفيات است .
و تقرير آن كه بين ابدان دنيوى و اخروى از جهاتى اتحاد و وحدت
شرح
[ 1 ] . اثبات تجرد برزخى در صعود و نزول وجود ، اساس كار محقق باحث در امر معاد جسمانى است .
منكران تجرد برزخى ، از درك و حل و فهم بسيارى از مسائل مربوط به انجامشناسى - مثل معاد و حشر و حساب و صراط و ميزان و . . . - محرومند .