تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 434

مساهمون:

ص٤٣٤
قطر الفلك الأعظم - فهذه الصورة الشكلية إمّا أن تكون بالقياس إلى ما هي شكله في الموجودات الخارجية كأنّها [ 1 ] شكل منزوع عن موجود خارجي ( و ليس كذلك ) أو تكون شكلا في مادة دماغية حاملة لها ، و المادة الدماغية مشتملة به شكل صغير المقدار غير هذا الشكل ، و المادة الواحدة لا يجوز أن تشتغل في آن واحد به مقدار صغير في غاية الصغر و به مقدار عظيم في غاية الكبر ، و لا تشكل أيضا بشكلين متباينين دفعة واحدة . . . » . در اين مطلب نمىشود تشكيك نمود كه صورت معلوم بايد در مرتبهء ادراك ،
شرح
[ 1 ] . مادهء دماغى ، حامل صورت نوعيه دماغ است و هر محلى از مواضع مغز و اعصاب دماغى ، كار مخصوص و اثر خاصى دارد كه در علوم طبيعى جديد تحقيقات عاليه‌اى در اين زمينه انجام گرفته است و كثيرى از مشكلاتى كه قدما به آنها مبتلا بودند ، با اكتشافات جديد مربوط به تشريح مغز و قواى دماغى ، حل شده است و خيلى از اشكالات هم باقى است . مسألهء مهم آن كه هر موجود معلوم و هر موجود آگاه و صاحب شعور ، بايد از مادهء جسمانى و وضع مادى ، معرّا شود تا مدرك و مدرك واقع شود و شىء صاحب مقدار و وضع مادى به حسب وجود خارجى ، وجودى متكثر و حقيقتى صاحب اجزا است كه هر جزئى ، از جزء ديگر جدا و متفرق است و وجودى صريح و هويتى ثابت ندارد تا به خود و به وجود ديگر آگاه شود ، و انكشاف شىء از براى خود يا شىء ديگر فرع بر آن است كه داراى صريح وجود و ذاتى ممتاز و واحد باشد ، شىء مادى بوجه من الوجوه ثبات خارجى ندارد و علم به شىء حاصل نمىشود مگر بعد از رفع وجوه غيريت و مباينت بين عالم و معلوم و اگر وجوه وحدت و عدم مغايرت ، تام و تمام باشد ، متعلق علم ، ذات شىء يا علت شىء و يا معلول شىء خواهد بود و در علم به غير اگر چه به حسب وجود خارجى ، جهات مغايرت محقق باشد ، ولى معلوم ، به حسب وجود علمى بايد وجودى للعالم داشته باشد كه از اين جهت داخل در دايرهء وجود عالم مىشود و اتحاد علم و عالم و معلوم در تعلق علم ، لازم است ، اگر چه اين اتحاد ، انحايى دارد و معلوم نيز داراى مراتبى است ، هر چه معلوم ، از جهات تفرقه دور تر باشد علم ، تمام‌تر خواهد بود . مرتبهء نازله علم ، علم به صور شبحى و مرتبهء اعلاى آن ، علم به وجودى است كه داراى صرافت تام و از قيود ماده و مقدار ، معرّا و مبرّا باشد و اگر معلوم از حد وجودى نيز مبرا بود علم به همه چيز است « لا يغادر صغيرة و لا كبيرة إلّا أحصاها » .