تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
اما كيفيت اجتماع اين صور و مرحله تحقق آنها در خزينهء خيال ، آن مسأله ، امر ديگرى است كه بايد در جاى خود بيان شود . اما تقاسيم حاصل در نفس نسبت به صور مقدارى و قسمت و انفكاك مقدارى حاصل در نفس از ناحيهء وهم ( قوهء واهمه ) و تحصيل مقادير وارد بر صورت مقدارى ملحوظ مقادير وارد بر صورت خيالى و تقسيم صور به مقدارهاى متعدد اين طور نيست كه صورتى حاصل در ماده به اعتبار آن كه داراى مقدار است ، منقسم مىشود به مقادير و اين تقسيم به هر نحو كه باشد ، محتاج باشد [ 1 ] به ماده مشترك قبول‌كننده مقدار بلكه نفس در اين مقام دائما اصل صورت و مقدارهاى حاصل در صقع نفس را خلق و ايجاد مىنمايد و هر صورت مقدارى ، ملحوظ صورتى است كه قوهء خيال خلق و انشا مىنمايد و به جهات فاعلى نفس قيام دارند [ 2 ] .
شرح
معلوم مىشود .« إذا قالت حذام ، فصدّقوها * فإنّ القول ما قالت حذام » .هزار نقد به بازار كاينات آرند * يكى به سكّهء صاحب عيار ما نرسد .[ 1 ] . صدر اعاظم العرفاء و الحكما فرموده است : « . . . فإذا انقسم مقدار خيالي إلى قسمين ، كان ذلك في الحقيقة إنشاءهما ابتداء لا من شيء سواء عدم المقدار الأوّل أولا و إذا عدم فلم يعدم إلى شيء ليلزم وجود مادة قابلة هناك . . . » . [ 2 ] . اصولا در انواع ادراكات ، به خصوص معانى جزئيهء مدرك به وهم ، مثل عشق و حبّ مضاف و نفرت و بغض و نظير اين معانى ، بايد ديد كه ارتباط سلول‌هاى عصبى مغزى با اين معانى و نحوه انفعال مواضع ادراك و كذلك معانى كليه غير مضاف به امور شخصى جزئى به چه نحو است و از حصول و ثبوت معانى مذكور در صحنهء اعصاب چه حالاتى به وجود مىآيد . اطلاعات قدما نسبت به محققان عصر جديد در ادراكات باطنى و ارتباط قواى دماغى با مدركات انسانى بسيار ابتدايى و غير قابل اهميت است . حقايق مادى ، در مقام وجود ، از شىء - يعنى ماده - و قوهء مقدم بر خود ، موجود مىشوند . و عدم در آنها به اين معناست كه به چيز ديگر متبدّل مىشوند ، مثل تغيّرات حاصل در عالم ماده و حصول صور