تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
شيرازى استاد او اين بحث را بهتر از هر كسى بيان فرموده است و نفس در قيامت با همين بدن - كه عين بدن دنيوى است ، ولى بدون جهت قبول كون و فساد - محشور مىشود و تعلق آن به بدن ديگر در دنيا مستلزم تناسخ محال است و در آخرت به همين بدن دنيوى تعلق دارد با قيد ترقى اين بدن دنيوى به نحوى كه صلاحيت داشته باشد از براى اتصال به نفس ، لذا امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : « فيذهب البدن
شرح
تحصيل مانند فخر رازى به اين مسأله توجه داشته و گفته‌اند : معاد و حشر ، عبارت است از اعاده يا عود روح به بدن خود در عالم آخرت نه دنيا و گرنه دنيا و آخرت يكى مىشود . و نيز بايد دانست كه آيات و اخبار و احاديث وارد از اهل عصمت و طهارت در مسألهء معاد ، متشابه مىباشند و كسى مىتواند در اين مسأله اظهار نظر و رأى نمايد كه در علم معقول و منقول صاحب رأى باشد ، حق هر تازه رسيده‌اى نيست كه در اين مسأله سخن گويد . مسأله‌اى به عويصى مسألهء معاد در بين مسائل مربوط به اصول عقايد وجود ندارد . شخص محقق در عقايد بايد از مقام ربوبى و از ارواح پاك منغمران در حق ( اهل عصمت ) بخواهد كه واقع را اگر چه درجه‌اى از آن باشد ، به انسان مكشوف نمايند :از كمانِ سست ، تير انداختن * كار هر بافنده و حلّاج نيستقائلان به تناسخ ، عقايد مختلف اظهار داشته‌اند ، يكى از اقوال كه از جهت بطلان ، به دليل محتاج نيست آن است كه شر ذمه و جمع قليلى از قدما معتقد گرديده‌اند كه هيچ نفسى از نفوس انسانى بعد از مفارقت ، مجرد نمىشود و نفوس ، الى الابد متردد در ابدانند و به واسطهء همين عدم تجرد و بقاى آنان در صورت اجرام ماديه على الدوام ، به ابدان حيوانات و غير حيوانات منتقل مىشوند و تناسخيه در اصطلاح اهل حكمت اين جماعت مىباشند كه قائلند به عدم خلاص نفوس و ارواح از اجسام و امتناع رجوع نفوس به عالم انوار الهى و عجب آن كه نفوس را از اجرام منطبع در طبيعت دانسته و با اين وصف معتقدند از بدنى به بدن ديگر منتقل مىشوند ، در حالتى كه منطبعات كه انطباع و تجرّم ، نحوهء وجود آنهاست بعد از فساد بدن به بدن ديگر منتقل مىشوند و اين خود ، ضرورى است كه صور منطبعات ، با از بين رفتن محل بايد از بين بروند ، مگر آن كه يك نحو تجرد و يك سنخ استغنايى از ماده و طبايع اگر چه بعد از طى مدارج كمالى باشد ، در نهاد آنها پيدا شود . عنايت بارى تعالى مقتضى آن است كه هر صاحب كمالى را بلكه هر موجودى را به نهايت كمال خود برساند و نمىشود موجودى به طور دائم از كمال مطلوب ممنوع باشد . و القسر ممنوع في الطبائع و ليس بدائميّ و لا أكثريّ .
شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 394 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )