تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
ظواهر وارد در شريعت را توجيه و تأويل نموده‌اند [ 1 ] و يا در دلالت آنها خدشه كرده‌اند ، مسألهء حصول اشباح جسمانى است از ناحيهء جهات مختلف در فاعل نه جهات و امور مربوط به ماده و لوازم آن از اوضاع و جهات ماديه و مىشود اشباح و اجسام و اجساد مثاليه قائم باشند به جهت فاعلى فاعل آن هم به قيام صدورى نه حلولى ، بنابراين آنچه كه در نفس ناطقه از صور جسمانى ( در جهت مقام حس مشترك و تخيّل ) واقع شوند ، از ماده تجرد دارند . ديگر آن كه بقاى صور ادراكى شبحى خيالى در نفس و عدم زوال اين صور ، بر تجرد و انسلاخ آن از ماده دلالت دارد ، چون بنابر قاعدهء حركت عمومى در ذرات عالم ماده و عدم ثبات چيزى در اين نشأه و نيز رسوخ حركت و سيلان و عدم ثبات و تغير على سبيل التدريج در جواهر وجود عالم گيتى و ثبات معلومات و ادراكات ، دلالت بر عدم ماده در حاق وجود آنها و برائت اين صور از ماده و بالأخره عدم وقوع صور علمى به طور مطلق در جهتى از جهات عالم ماده و نيز ادراك حيوان تام الوجود ذات خود را و نيز ادراك افراد انسان غير بالغ الى
شرح
[ 1 ] . از طرق مختلف به وجود عالم مثال در شريعت اشاره و تصريح شده است . مسألهء اخبار معراج و غير آن مربوط به عوالم جسمانى و سماوات سبع مربوط به مراتب و مقامات انبيا عليهم السّلام مسأله قالب مثال و قرار گرفتن ارواح در قوالب مثالى و مسألهء سؤال و جواب در قبر و صريح اخبار و احاديث در اين كه سؤال و جواب در قبور برزخيه و مقابر مثاليه واقع مىشود و قبر موجود در عالم ماده كه بدن ميت در آن مىپوسد و استخوان آن از بين مىرود « روضة من رياض الجنّة أو حفرة من حفر النّيران » نمىباشد . روايات و آيات مربوط به تجسم اعمال و نيات و ظهور خلايق به صور اخرويه و حشر آنان - على صور ابدانهم - و نيز شهادت - ارجل و ايدى - و ساير مواضع حسى در برزخ و آخرت هم به وجود جسمى شبحى و غير مادى و مبرا از حركات و خارج از عالم متحركات ناظر مىباشد . و نيز اخبار راجع به وجود ملائكه جسمانى و نيز تمثّل ملائكه به صور ظاهر عند الحواس في النشأة الدنياويّة و نيز تنزل آنها ، همه بر وجود عالمى برزخ بين تجرد تام و مادى صرف دلالت دارد ، فافهم و تأمل في هذا المقام و دع الفاضل التفتازاني و أمثاله في خوضهم يلعبون و نعم ما قيل :نكته‌ها چون تيغ فولاد است تيز * گر ندارى تو سپر ، واپس گريز .