212 . اگر پيمان بستيد به آن وفا كنيد . كه هيچ نعمت و لذت زندگى از دست نمىرود مگر اينكه گناهانى مرتكب شوند . زيرا خداوند به بندگان ستم نكند . و اگر آنان [ گنهكاران ] با دعا وتضرّع به خدا روى آورند بلا فرود نمىآيد . و اگر آن زمان كه بلا بر آنان فرود آيد و نعمتها از كف بروند ، صادقانه به درگاه خداوند ناله كنند و سست نشوند و زيادهروى نكنند ، هر آينه خداوند هر فاسدى را براى آنان اصلاح خواهد كرد . و هر صالحى را [ كه از آن دور گشته ] به آنان باز مىگرداند .
213 . زمانى كه مسلمان در تنگنا قرار گرفت بايد به پروردگارش كه كليدها و ادارهء همهء امور بدست اوست ، شكايت برد .
214 . براى هر كسى يكى از اين خصلت ممكن است : تكبّر و طيرة [ خشم - آزردگى - شرمسارى ] و تمنّى [ آرزو ] . پس هنگامى كه كسى دچار طيرة شد ، در حال خود تأمل كند و ذكر خدا گويد . و زمانى كه از تكبر ترسيد با برده و خادم خود غذا بخورد . و شير گوسفند بدوشد [ يعنى كارهايى انجام دهد كه زير دستان انجام مىدهند تا از فضاى تكبر و خود بزرگ بينى خارج شود . ] و هنگامى كه دچار آرزوها شد ، از خداوند درخواست كند . و در درگاه او زارى نمايد . و نفسش او را به گناه وادار نكند .
215 . با مردم چنان رفتار كنيد كه انتظار دارند و چيزهايى را كه بدشان مىآيد رها كنيد و آنها را وادار نكنيد اسرار شما و ما را فاش كنند چرا كه امر ما دشوار و مشقتزا است . و [ كسى ] آن را تحمل نمىكند به جز فرشته مقرب يا پيامبر مرسل [ فرستاده شده از طرف خدا ] يا بندهاى كه خداوند قلب او را براى ايمان آزموده است .
216 . زمانى كه شيطان هر يك از شما را وسوسه كرد به خدا پناه بريد . و بگوئيد : به خداوند و رسول او با خلوص دين ايمان دارم .
217 . وقتى خداوند به مؤمنى لباس نو پوشانيد [ هنگام پوشيدن لباس نو ] وضو بگيرد . و دو ركعت نماز [ در هر ركعت ] حمد و آية الكرسى و قل هو اللَّه احد و انا انزلنا بخواند . و خداوندى را كه او را پوشانده و در ميان مردم زينت بخشيده است شكر گزارد . و بسيار بگويد : لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم [ نيرو و قدرتى جز خداوند بلند مرتبه و بزرگ نيست . ] اگر چنين كند در آن لباس گناه نخواهد كرد . و بازاى هر تار نخ آن لباس فرشتهاى آن مؤمن را تقديس مىكند و براى او استغفار نموده و به او مهروزى مىنمايد .
218 . بد گمانى را از ميان خود كنار بزنيد . همانا خداوند از اين كار نهى فرموده است .
المواعظ العددية — صفحة 267
مساهمون: الشيخ علي المشكيني
ص٢٦٧