تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و براى سجده كردن ابتدا روى زمين بنشيند . و هنگام سجده بدنش را به زمين برساند . [ بدنش را با فاصله زياد از زمين نگه ندارد . ] و بعد از سجده بنشيند . و پس از آن قيام كند . [ مستقيماً از سجده قيام نكند . ] و هنگامى كه براى تشهد مىنشيند رانها را به هم متصل كند . و هنگام تسبيحات سر انگشتها را به هم بپيوندد ، چون در قيامت انگشتها شهادت مىدهند . و هنگامى كه از خداوند حاجتى دارد بر بام خانه‌اش برود و دو ركعت نماز بخواند . و سر به آسمان بلند كند . اگر چنين كند خداوند دعايش را مستجاب نموده و او را نا اميد نسازد . در سفر غسل جمعه بر زنان لازم نيست . اما در وطن غسل جمعه را ترك نكنند . در مورد حدود زنان شهادت ندهند . در مورد طلاق شهادت ندهند . در مورد رؤيت هلال شهادت ندهند . در مواردى كه [ مربوط به زنان است ] و نگاه كردن مردان جايز نيست ، فقط زنان شهادت بدهند . زنان هنگام عبور و مرور از وسط راه حركت نكنند . بلكه در كنار حركت كنند . زنان در غرفه‌هاى كنار راه توقف نكنند . نويسندگى نكنند . آموختن بافندگى و سورهء نور بر زنان مستحب است . آموختن سوره يوسف بر زنان مكروه است . اگر زن مرتد شود او را توبه مىدهند اگر توبه كند توبه‌اش پذيرفته مىشود . و اگر توبه نكرد حبس ابد مىشود . و زن مرتد اعدام نمىشود . ولى مرد مرتد اعدام مىشود . اما زن مرتد به كارهاى سخت گمارده مىشود . و آب و غذا به مقدارى كه نميرد به او داده مىشود . غذاى لذيذ به او نمىدهند . لباس لطيف نمىپوشد . و براى نماز و روزه تنبيه مىشود . زنان جزيه نمىدهند . هنگام زايمان ، اطرافيان و زنان را از اطاق اخراج كنند . تا كسى به عورت او نگاه نكند . هنگام تلقين ميت زنان حائض و جنب حاضر نشوند . چون ملائكه آزرده مىشوند . حائض و جنب ميت را در قبر نگذارند . هنگامى كه زنى از محلى برخاست تا آن محل سرد نشده است مرد آنجا ننشيند . جهاد زن شوهردارى نيكوست . حق شوهر بر زن از همه بزرگتر است . و سزاوارترين كسى براى نماز ميت زن شوهر اوست . زن مسلمان در حضور زنان يهودى و مسيحى بى حجاب ظاهر نشوند . چون آنان اوصاف زن مسلمان را براى شوهرانشان بيان مىكنند . جايز نيست هنگام خروج از خانه خودش را آرايش و معطر كند . جايز نيست زن خودش را شبيه مردان كند . [ لباس و آرايش مردانه بر زن حرام است . ] چون رسول اللَّه صلى الله عليه و آله
المواعظ العددية — صفحة 177 | الشيخ علي المشكيني / موسوى قافله باشى