تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
تساقط آنها مىشود . * وجه چهارم يا چهارمين نظريه در مخالفت عمليه با علم اجمالى و خطاب مجمل چيست ؟ ج : اينست كه برخى ميان اينكه دو خطاب مجمل از يك سنخ باشند چه وجوبا و يا تحريما و يا اينكه از دو سنخ باشند يعنى : يكى وجوبى و ديگرى تحريمى تفاوت قائل شده‌اند . و لذا گفته‌اند : اگر هر دو خطاب مجمل ، از يك سنخ باشند ( يعنى : هر دو وجوبى و يا اينكه هر دو تحريمى باشند ) چه در شبهات حكميه و چه در شبهات موضوعيه ، مخالفت قطعيه با آنها جايز نمىباشد . مثل : مثال اول و دوم در ابتداى همين بحث . و اگر دو خطاب از دو سنخ باشند مخالفت قطعيه اشكالى ندارد . فى المثل : آنجا كه شبههء موضوعيه و خطا بين از دو سنخ‌اند ، مثلا : اجمالا مىدانيم كه يا آميزش با اين زن حرام است و يا ذبح آن گوسفند واجب است . پس خطاب مردّد است بين افعل و لا تفعل ، متعلق خطاب هم مردد است كه آيا ذبح است يا مباشرت و آميزش . * دليل گروه چهارم بر نظريهء فوق چيست ؟ ج : اينست كه : آنجا كه هر دو حكم از يك سنخ‌اند ، دو خطاب به منزله يك خطاب است و لذا مخالفت با آن جايز نيست . بيان مطلب اينكه : مىگويند : شارع مقدّس واجبات بسيارى دارد و براى هريك خطابى وارد نموده است ، و هكذا در محرّمات . حال : اين خطابات فراوان به منزله اينست كه : خداوند ليستى براى واجبات آماده كرده و ضمن ثبت تمام واجبات در بالاى آن مرقوم داشته واجبات زير را انجام دهيد ، و همچنين طومارى براى محرّمات آماده نموده و ضمن ثبت تمام محرّمات در آن در صدر آن فرموده است امور ذيل را انجام نده . يعنى : خطابات اگرچه متعددند و لكن در حكم خطاب واحدند كه از مجموع آنها يك خطاب تفصيلى انتزاع مىشود . و لذا در اين‌گونه موارد فرقى نمىكند كه مكلف ، شىء معلوم معيّنى به علم تفصيلى را مرتكب شود و يا ترك كند ؛ و يا اينكه احد الامرين را انجام و يا ترك كند .