اجتناب كنيم تا مخالفت قطعيّه پيش نيايد .
* آيا مىتوانيد غرض شيخ را در مطلب فوق روشنتر بيان كنيد ؟
ج : بله ، چون دليل جارى شدن اصالة الطهار ، عبارتست از ( كلّ شىء طاهر حتى تعرف انّه قذر )
در نتيجه : با آمدن علم ( چه اجمالى و چه تفصيلى ) ديگر اصل فوق جارى نمىشود چون غايت اصالة الطهاره كه علم به قذارت است حاصل شده است .
2 - از طرفى هم ما قطع داريم كه خطاب منجّزى از شارع صادر شده مبنى بر اينكه :
اجتنب عن النجس يعنى : مىدانيم كه در اينجا يك نجس وجود دارد ؛ در نتيجه وجوب اجتناب از آن حتمى است . پس اگر ما اصالة الطهاره را جارى كرده و مجراى آن را از تحت موضوع اجتنب عن النجس خارج كنيم معنايش اينست كه : در اينجا اجتناب واجب نمىباشد و اين تناقض است .
و لذا ، لزوم تناقض ، قرينهء عقليه مىشود بر اينكه اصول عمليه در دو طرف علم اجمالى جارى نمىشود و اختصاص دارد به شبهات بدويّه .
* حاصل مطلب در دو پاسخ فوق چيست ؟
ج : اينست كه :
در جواب اول مىپذيريم كه مقتضى براى اجراء اصل وجود دارد لكن مبتلا به وجود مانع است اما در جواب دوم مىگوييم : اصلا مقتضى براى اجراء اصل مذكور وجود ندارد تا اينكه مانع از تأثير آن جلوى تأثيرش را بگيرد .
* مراد شيخ از اصطلاح ( فتأمّل : ) چيست ؟
ج : شايد اشاره دارد به اينكه :
ميان ( اجتنب عن النجس ) كه مفاد دليل اجتهادى است و ( لا تجتنب عنه ) كه مقتضاى اصالة الطهاره است تناقض و تنافى وجود ندارد .
چرا كه دليل اجتهادى ناظر به واقع است و حكمى كه با آن ثابت مىشود در مرتبهء واقع مىباشد .
لكن :
اصالة الطهاره از آن جهت كه اصل است و نه دليل ، صرفا حكم ظاهرى جعل مىنمايد و لذا مؤدى و مقتضاى آن در مرتبه ظاهر است .
در نتيجه : وجوب اجتناب در واقع با عدم وجوب اجتناب در ظاهر تناقضى ندارد
چونكه ؛
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٤٢