كنيم پس در تناول محتواى دو ظرف ، بنا بر طهارت هريك از آن دو ظرف ، مخالفتى با اين قول شارع كه فرمود ( اجتنب عن النجس ) نمىباشد تا مخالفت عمليه لازم آيد .
( جواب )
2 - مىگويم : اصالة الطهاره نسبت به خصوص هريك از دو ظرف ، موجب ارتكاب آن ( ظرف ) مىشود به آن جهت كه تنها خودش محكوم به طهارت شده اما نسبت به ظرف نجسى كه يقين به وجودش بين دو ظرف داريم اصلى كه دلالت بر طهارت آن كند وجود ندارد زيراكه يقينا آن ظرف نجس است ( و جاى تمسك به اصل نيست )
پس ناگزير يا براى تحصيل موافقت قطعيه بايد از هر دو اجتناب كند ، و براى فرار از مخالفت قطعيه از يكى اجتناب نمايد ؛ و اگر بنا باشد كه اصل جارى شود و به حكم شارع مجراى آن را از موضوع تكليف كه با ادله اجتهاديه ثابت شده خارج كنيم معنايى ندارد جز رفع يد كردن از حكم آن موضع و لذا مرجع اصالة الطهاره اين مىشود كه اجتناب از نجس واجب نيست و اين با حكم شارع كه فرمود ( اجتنب عن النجس ) مخالفت دارد .
تشريح المسائل * با توجه به اينكه مبحث مخالفت التزاميه با علم اجمالى به پايان رسيد ، موضوع بحث در اينجا چيست ؟
ج : موضوع بحث در اينجا مخالفت عمليه است با علم اجمالى
* آيا مخالفت عمليه با علم اجمالى جايز است يا نه ؟
ج : مسئله داراى دو صورت است از جمله اينكه :
گاهى در مورد علم اجمالى يك خطاب تفصيلى وجود دارد ، و گاهى خطاب مجمل و مردّد مىباشد .
* آيا مخالفت عمليه با علم اجمالى و خطاب تفصيلى جايز است ؟
ج : به نظر شيخ چنين مخالفت عمليهاى بهطور مطلق جايز نمىباشد چه در شبهات موضوعيه و چه در شبهات حكميه .
* جناب شيخ در تبيين مخالفت عمليه با علم اجمالى و خطاب تفصيلى چه مثالهايى آورده است ؟
مثال اول : در شبههء موضوعيّه تحريميّه است
يعنى ؛ ما علم اجمالى داريم به اينكه يا اين ظرف نجس است و يا آن ظرف ديگر ، حال اگر ما در هر دو ظرف ، اصالة الطهاره جارى كرده و محتواى هر دو ظرف را بنوشيم ، با خطاب تفصيلى ( اجتنب عن النجس ) مخالفت كردهايم و اين جايز نمىباشد .