تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
و بگوييم كه : حكم واقعى معينا وجوب است و من به وجوب ملتزم مىشويم و هكذا در جانب حرمت . پس بر من واجب است كه ، به حكم واقعى على التعيين ملتزم شوم ، كه اين احتمال نيز ، هم مستلزم تكليف بلابيان است ، هم مستلزم تكليف بما لا يطاق . 3 - و يا بايد به يك طرف على التخيير ملتزم شويم . يعنى : همچنان كه در خصال كفاره به احد الامرين يا احد الامور على التخيير ملتزم مىشويم ، در ما نحن فيه نيز بگوييم : ( يجب علينا الالتزام باحدهما المخيّر ) اين احتمال نيز تالى فاسد دارد . چون‌كه ، التزام به يكى از دو طرف ، دليل لازم دارد درحالىكه دليل نداريم ، نه از خود خطاب مجمل و نه از دليل خارجى . * چرا مىگوييد كه نه از خطاب مجمل دليل بر التزام داريم و نه از دليل خارجى ؟ ج : اينكه گفتيم از خطاب مجمل دليل نداريم ، به خاطر اينست كه : نمىدانيم مولى فرموده افعل و يا لا . نفعل . و از اين تخيير استفاده نمىشود ؛ زيراكه لسان اين خطاب تعيين است و نه تخيير ، بلكه خطاب واقعى يا معيّنا افعل مىباشد و يا لا تفعل . و اينكه گفتيم : از دليل خارجى نمىتوانيم تخيير را استفاده كنيم به اين خاطر است كه : دليل و خطاب خارجى يا توصّلى خواهد بود به نحوى كه مولى بگويد : يكى از اين دو حكم محتمل را انجام بده و يا تعبدى است به نحوى كه مولى بگويد : التزام به يكى از دو حكم اختيارى است و اما خطاب توصّلى : اوّلا : هيچ دليلى بر وجود چنين خطابى در منابع يافت نمىشود . ثانيا : نامعقول است ، چرا كه در دوران بين المحذورين عقلا ما ميان فعل و ترك مخير مىباشيم چه خطاب شرعى باشد يا نه و لذا نيازى به چنين خطابى نداريم و چون لغو و عبث است از مولاى حكيم صادر نمىشود . * بيان شيخ در مطلب فوق چيست ؟ ج : اينست كه مىفرمايد ( فيكون الخطاب طلبا للحاصل و هو محال ) درحالىكه طلب به امر استقبالى تعلّق مىگيرد و طلب حاصل مانند تحصيل حاصل از محالات مىباشد . * آيا خطاب تعبدى هم نداريم تا بدان ملتزم شويم ؟ ج : خطاب تعبدى هم نداريم تا بدان ملتزم شويم * حاصل تصوير فوق از اقسام سه‌گانه و احتمالى التزام چيست ؟
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 223 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى