تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
مال او نيست . * محل استشهاد در اين حكم كجاست ؟ ج : اينجاست كه اگر بعد از حكم حاكم ، فرد سوّمى آمد و اين يك درهم مشترك را يا به عنوان هبه و يا به عنوان ثمن مبيع از آن دو نفر دريافت كرد ، اين فرد سوم تفصيلا يقين دارد كه اين درهم مشترك از مالك اصلى به او منتقل نشده است . مع‌ذلك به اين علم تفصيلى اعتنا نشده و مخالفت با آن تجويز شده است . * وجه صدور چنين حكمى چيست ؟ ج : دو امر است از جمله : الف : روايت سكونى از امام صادق عليه السّلام ( فى رجل استودعه رجل دينارين و استودعه آخر دينارا فضاع دينار منهما ) ب : اقتضاى قواعد اعتبارى بر چنين حكمى . چرا ؟ زيرا از آن سه درهمى كه عند الودعى است يك دينار اصلا مورد نزاع و اختلاف نيست ؛ و صاحب يك درهم قبول دارد كه آن يك درهم ملك صاحب دو درهم است . پس نزاع و اختلاف در يك درهم است كه هركدام از آن دو مدّعى مالكيت آن مىباشد . حال : با توجه به اينكه هيچ‌يك از آن دو نسبت به آن يك دينار ترجيحى ندارد ، عقل حكم مىكند كه حاكم به احراز واقع بايد آن را بين دو نفر تصنيف كند * مراد از عبارت ( قد يؤدّى ذلك الى الاجتماع العين و القيامة . . . ) چيست ؟ ج : اشاره به محل استشهاد است در مثال . يعنى : حكم به غرامت به دومى و اعطاى عين به اولى . توضيح : انسان مكلّف عاقلى را در نظر بگيريد كه در دادگاه اقرار نموده به اينكه ، مثلا : اين ماشين مال زيد است بعد از آن اقرار كند كه مال بكر است . حكم قاضى اينست كه : بايد ماشين را به زيد و قيمت آن را به بكر بدهى ؛ يا اينكه قاضى يقين دارد كه يكى از دو اقرار مقرّ دروغ است . اين حكم و عمل به آن ، مخالفت با علم اجمالى خودش مىباشد پس فرد سومى مىآيد و اين ماشين را از زيد و ثمن آن را از بكر خريدارى مىكند خريدار اكنون علم تفصيلى دارد كه يكى از اين دو مال ، از ملك مالك اصلى به او منتقل نشده است ،