تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
ج : مىفرمايد : كرارا گفته‌ايم كه قطع يا طريقى است و يا موضوعى و قطع موضوعى از محل بحث ما خارج است ، زيرا در قطع موضوعى ، ما تابع خطاب شارع مقدّس هستيم . يعنى : اگر شارع ، قطع تفصيلى را در موضوع اخذ نموده و فرموده است ( اذا قطعت بخمرية شىء كذا و كذا ) خوب ما هم مىگوييم : قطع تفصيلى ملاك مىباشد و حكم داير مدار آن است . يعنى : اگر قطع ، تفصيلى باشد ، حكم هست و الّا فلا بنابراين : اگر ما علم اجمالى به خمريت پيدا كنيم وجوب‌آور نبوده و فاقد اعتبار است و اگر شارع ، قطع اجمالى را در موضوع اخذ نموده و فرمود ( اذا قطعت به حرمت شىء و لو اجمالا فهو كذا و كذا ) باز هم ما تابع دليل شرعى هستيم . و اگر شارع مقدّس ، مطلق العلم را اعم از تفصيلى و اجمالى موضوع قرار داد باز تابع هستيم . لكن انما الكلام در قطع طريقى است . حال قطع طريقى تفصيلى حجّت است و واجب الاتباع لكن سخن در اينست كه : آيا قطع اجمالى طريقى هم ، حجيّت دارد يا نه ؟ * دومين نكتهء ذكرشده در اين باب توسط شيخ چيست ؟ ج : مىفرمايد : همان‌طور كه علم تفصيلى به يك امرى مىتواند تولّد يافته از راه خبر متواتر و نصّ قران و . . . . باشد ، گاهى هم از علم اجمالى زاييده مىشود . يعنى : منشا علم تفصيلى يك علم اجمالى است . فى المثل : علم تفصيلى دارم به اينكه ، نماز ظهرم باطل شده است ، لكن منشا آن اينست كه : اجمالا مىدانم كه يا در اثناء نماز محدث شده‌ام و يا پشت به قبله كرده‌ام ، كه هركدام باشد ، نماز باطل است . يا فى المثل : علم تفصيلى دارم به اينكه نمازم باطل است لكن منشا آن اينست كه ، اجمالا مىدانم كه يا ركنى از اركان نماز را بجا نياورده‌ام و يا مبطلى از مبطلات نماز را انجام داده‌ام . يا فى المثل : مأموم در نماز جماعت علم تفصيلى و قطع صددرصد دارد به اينكه نمازش باطل شده است و منشا اين علم تفصيلى و قطع اينست كه : اجمالا مىداند كه يا خود او فاقد شرط بوده است مثلا : جنب بوده يا لباس غصبى بر تن داشته و يا امام جماعت فاقد شرايط لازمه بوده است . البته در اينجا دو مبنا وجود دارد .