ج : مىفرمايد : كرارا گفتهايم كه قطع يا طريقى است و يا موضوعى و قطع موضوعى از محل بحث ما خارج است ، زيرا در قطع موضوعى ، ما تابع خطاب شارع مقدّس هستيم .
يعنى :
اگر شارع ، قطع تفصيلى را در موضوع اخذ نموده و فرموده است ( اذا قطعت بخمرية شىء كذا و كذا ) خوب ما هم مىگوييم : قطع تفصيلى ملاك مىباشد و حكم داير مدار آن است .
يعنى : اگر قطع ، تفصيلى باشد ، حكم هست و الّا فلا
بنابراين :
اگر ما علم اجمالى به خمريت پيدا كنيم وجوبآور نبوده و فاقد اعتبار است
و اگر شارع ، قطع اجمالى را در موضوع اخذ نموده و فرمود ( اذا قطعت به حرمت شىء و لو اجمالا فهو كذا و كذا ) باز هم ما تابع دليل شرعى هستيم .
و اگر شارع مقدّس ، مطلق العلم را اعم از تفصيلى و اجمالى موضوع قرار داد باز تابع هستيم . لكن انما الكلام در قطع طريقى است .
حال قطع طريقى تفصيلى حجّت است و واجب الاتباع لكن سخن در اينست كه : آيا قطع اجمالى طريقى هم ، حجيّت دارد يا نه ؟
* دومين نكتهء ذكرشده در اين باب توسط شيخ چيست ؟
ج : مىفرمايد :
همانطور كه علم تفصيلى به يك امرى مىتواند تولّد يافته از راه خبر متواتر و نصّ قران و . . . . باشد ، گاهى هم از علم اجمالى زاييده مىشود .
يعنى : منشا علم تفصيلى يك علم اجمالى است .
فى المثل : علم تفصيلى دارم به اينكه ، نماز ظهرم باطل شده است ، لكن منشا آن اينست كه : اجمالا مىدانم كه يا در اثناء نماز محدث شدهام و يا پشت به قبله كردهام ، كه هركدام باشد ، نماز باطل است .
يا فى المثل : علم تفصيلى دارم به اينكه نمازم باطل است لكن منشا آن اينست كه ، اجمالا مىدانم كه يا ركنى از اركان نماز را بجا نياوردهام و يا مبطلى از مبطلات نماز را انجام دادهام .
يا فى المثل : مأموم در نماز جماعت علم تفصيلى و قطع صددرصد دارد به اينكه نمازش باطل شده است و منشا اين علم تفصيلى و قطع اينست كه : اجمالا مىداند كه يا خود او فاقد شرط بوده است مثلا : جنب بوده يا لباس غصبى بر تن داشته و يا امام جماعت فاقد شرايط لازمه بوده است . البته در اينجا دو مبنا وجود دارد .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 186
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٦