تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
* كدام‌يك از اين دو شبهه در اينجا مورد بحث است ؟ ج : شبههء مقرونه به علم اجمالى . * شبههء مقرونه به علم اجمالى بر چند قسم است ؟ ج : بر سه قسمت است از جمله : 1 - گاهى به حكم علم و آگاهى داريم و لكن نسبت به متعلّق حكم امر بر ما مشتبه است . 2 - گاهى به موضوع و متعلّق حكم آگاهيم ولى نسبت به نوع حكم ، امر بر ما مشتبه است . 3 - گاهى هم نسبت به نوع حكم و هم نسبت به موضوع حكم ، امر بر ما مشتبه و مجمل است . * در تبيين قسم اول از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟ مثال اول : يقين دارم كه مولى فرموده ( صلّ ) و انجام اين فرمان عقلا واجب است ؛ لكن نمىدانم كه فرموده است صلّ الظهر يا صلّ الجمعة ، يعنى : نمىدانم كه اين وجوب به ظهر تعلّق مىگيرد يا به جمعه ، يعنى : شبهه در حكم است . مثال دوم : يقين دارم كه حكم شرعى ، حرمت شرب است ، لكن نمىدانم كه حرمت به اين مايع تعلّق گرفته يا آن يكى يعنى : شبهه در موضوع است . * در تبيين قسم دوم از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟ مثال اول : يقين دارم كه موضوع كلّى : دفن ميّت كافر است لكن نمىدانم كه شارع فرموده است ( ادفن يا لا تدفن ) يعنى : نوع الحكم كه وجوب يا حرمت است بر من مشتبه است ( شبههء حكميه ) مثال دوم : مكلّف به موضوع جزئى تكليف ( اين خارجيّه ) آگاه است ؛ و لكن نمىداند كه آيا قسم به وطى اين زن خورده تا وطى او واجب باشد ، يا قسم بر ترك وطى با او خورده تا اين زن بر او حرام باشد . يعنى : ( شبهه در موضوع ) است . * در تبيين قسم سوم از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟ مثال اول : يقين دارم كه خطابى از مولى صادر شده و حكمى را بر موضوعى باز نموده است ، لكن نمىدانيم كه اين خطاب ، افعل بوده يا لا تفعل ؟ و تازه اگر هم علم پيدا كنم كه افعل بوده و يا لا تفعل ، باز هم نمىدانم كه اين خطاب به دفن ميّت كافر تعلّق گرفته و يا به دعا عند رؤية الهلال ؟ يعنى شبهه در حكم است . مثال دوم :