* كداميك از اين دو شبهه در اينجا مورد بحث است ؟
ج : شبههء مقرونه به علم اجمالى .
* شبههء مقرونه به علم اجمالى بر چند قسم است ؟
ج : بر سه قسمت است از جمله :
1 - گاهى به حكم علم و آگاهى داريم و لكن نسبت به متعلّق حكم امر بر ما مشتبه است .
2 - گاهى به موضوع و متعلّق حكم آگاهيم ولى نسبت به نوع حكم ، امر بر ما مشتبه است .
3 - گاهى هم نسبت به نوع حكم و هم نسبت به موضوع حكم ، امر بر ما مشتبه و مجمل است .
* در تبيين قسم اول از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟
مثال اول : يقين دارم كه مولى فرموده ( صلّ ) و انجام اين فرمان عقلا واجب است ؛
لكن نمىدانم كه فرموده است صلّ الظهر يا صلّ الجمعة ، يعنى : نمىدانم كه اين وجوب به ظهر تعلّق مىگيرد يا به جمعه ، يعنى : شبهه در حكم است .
مثال دوم :
يقين دارم كه حكم شرعى ، حرمت شرب است ، لكن نمىدانم كه حرمت به اين مايع تعلّق گرفته يا آن يكى يعنى : شبهه در موضوع است .
* در تبيين قسم دوم از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟
مثال اول : يقين دارم كه موضوع كلّى : دفن ميّت كافر است
لكن نمىدانم كه شارع فرموده است ( ادفن يا لا تدفن )
يعنى : نوع الحكم كه وجوب يا حرمت است بر من مشتبه است ( شبههء حكميه )
مثال دوم : مكلّف به موضوع جزئى تكليف ( اين خارجيّه ) آگاه است ؛ و لكن نمىداند كه آيا قسم به وطى اين زن خورده تا وطى او واجب باشد ، يا قسم بر ترك وطى با او خورده تا اين زن بر او حرام باشد . يعنى : ( شبهه در موضوع ) است .
* در تبيين قسم سوم از شبههء مقرونه به علم اجمالى مثال بزنيد ؟
مثال اول :
يقين دارم كه خطابى از مولى صادر شده و حكمى را بر موضوعى باز نموده است ،
لكن نمىدانيم كه اين خطاب ، افعل بوده يا لا تفعل ؟
و تازه اگر هم علم پيدا كنم كه افعل بوده و يا لا تفعل ، باز هم نمىدانم كه اين خطاب به دفن ميّت كافر تعلّق گرفته و يا به دعا عند رؤية الهلال ؟ يعنى شبهه در حكم است .
مثال دوم :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨٤