توى خوانندهء آگاهى كه در فساد اين توجيه همينقدر كافى است كه اصلا غير قابل تصوّر است كه انسان به چيزى قطع پيدا كند لكن به آثار آن از آن جهت كه آثار آن است ترتيب اثر ندهد و جاى بسى تعجّب است كه در جهت اثبات مدعايش آن مثال كذايى را آورده است .
* عبارت اخراى پاسخ شيخ چيست ؟
ج : اينست كه ، كلام صاحب فصول در قطع موضوعى قابل پذيرش است ، چون كه در قطع موضوعى ما تابع دليل هستيم .
لكن در باب قطع طريقى غير قابل قبول است ، زيرا قطع طريقى ذاتا طريقت داشته و محال است كه قطع حاصل شود و لكن واقع را نشان ندهد .
از طرفى ممكن نيست كه از طريق قطع طريقى واقع منكشف شود و شارع بتواند بگويد نه واقع را از تو نمىخواهم .
در نتيجه :
اينگونه موارد جاى دخالت جعل و اعتبار نيست نه نفيا و نه اثباتا
* حاصل بحث در قطع قطاع چه شد ؟
ج : از نظر شيخ قطع قطّاع مطلقا حجّت است
از نظر كاشف الغطاء قطع قطّاع مطلقا حجّت نيست
از نظر صاحب فصول قطع قطّاع تنها در يك صورت حجّت است
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٤٦