دارد :
يا اين است كه معارض يك دليل عقلى است ، و يا اين است كه معارض يك دليل نقلى است ،
اگر معارض حكم عقل باشد ، خود دو صورت دارد از جمله اينكه :
1 - يا اينست كه : يكى از دو دليل عقلى مؤيدى از دليل شرعى دارند كه در اين صورت آن حكم عقلى كه مؤيد دارد ، ترجيح داده مىشود . فى المثل :
يك دليل مىگويد : جهان مادّه متغير است .
هر متغيّرى حادث است .
پس جهان مادّه حادث است .
و يك دليل مىگويد : جهان مخلوق خالق قديم است
مخلوق قديم هم قديم است .
پس جهان مخلوق قديم است
حال روايات بسيارى دلالت بر حدوث جهان دارند ، لذا ما دليل عقلى اول را ترجيح مىدهيم .
2 - يا اينست كه : هيچيك از دو حكم و دليل عقلى معارض ، مؤيّدى از دليل شرعى ندارند .
فى المثل :
يك دليل عقلى مىگويد : جسم مركّب از هيولا و صورت است . دليل عقلى ديگر منكر اين تركيب است و مىگويد بسيط است . از طرفى هم هيچگونه آيه و روايتى دراينباره وجود ندارد . حال چه بايد كرد ؟
آيا مىتوان از روى اختيار يكى از دو حكم را مقدم داشت ؟
پاسخ اينست كه : اگر دليل معارض با اين حكم عقل يك حكم و دليل عقلى باشد خود داراى دو صورت است .
1 - گاهى دو دليل نقلى وجود دارد كه معارض يكديگرند ، و لكن حكم عقل با يكى از آن دو موافق است
در اينجا :
حكم عقل موجب رجحان يكى از اين دو دليل بر ديگرى مىشود ، امّا در حقيقت اين تعارض ميان عقل و نقل نمىباشد ، بلكه تعارض ميان دو نقل مىباشد و عقل مؤيّد يكى از آن دو مىباشد .
فى المثل :
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٩