تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
* محدّث بحرانى در مقدمه كتاب « الحدائق الناضرة » پيرامون عقل چه فرموده است ؟ ج : فرموده است عقل داراى دو شعبه است : الف : عقل فطرى بالمعنى الاخص ب : عقل فطرى بالمعنى الاعم . * مراد محدث بحرانى از عقل فطرى بالمعنى الاخص چيست ؟ ج : عقلى است كه به خلقت خدادادى خود باقى مانده و از افتادن در دام شبهات ، اوهام و خيالات ، مصون مانده است . يعنى همان عقل ناب و خالص كه حجّت باطنى الهى بر افراد بشر مىباشد . * مراد بحرانى از عقل فطرى بالمعنى الاعم چيست ؟ ج : عقول اكثر مردم است ، كه تحت تأثير هواها و هوسها ، القاء شبهات ، خيال‌گرايىها و اوهام واقع شده و چهرهء آن ، مقدارى منكشف شده است . * قانون ملازمه در اصول ، مربوط به كدام‌يك از اين دو قسم عقل مىباشد ؟ ج : مربوط به عقل فطرى بالمعنى الاخص . * مقصود محدّث بحرانى از اين تقسيم‌بندى عقل چيست ؟ ج : اينست كه : عقل فطرى بالمعنى الاعم : 1 - در احكام فقهيّه شرعيّه ( يعنى : حلال و حرام الهى ) دخالتى نداشته و بايد احكام شرعيّه را از كتاب و سنت تحصيل نمود . چرا ؟ زيراكه احكام اللّه توقيفى هستند ، يعنى : متوقّف‌اند بر شنيدن از معصومين عليه السلام كه زبان شارع مىباشند ، پس مدخليتى براى عقل وجود ندارد چه عقل بديهى و چه عقل نظرى . 2 - امّا در احكام غير شرعيّه كه توقيفى نيستند ، مثل اعتقادات و معاملات حكمش داراى ارزش است ، يعنى : اگر حكم به امتناع اجتماع نقيضين و يا ضدّين و يا . . . نمود ، حكمش ارزشمند است . * نظر بحرانى در تقدّم دليل نقلى بر عقلى يا بالعكس چيست ؟ ج : اينست كه : 1 - اگر عقل نظرى ( استدلالى ) بر چيزى حكم نمود و دليلى نقلى و يا عقلى ديگرى بر خلاف و يا وفاق آن نبود ، اين حكم عقلى داراى ارزش است . 2 - و اگر عقل نظرى بر چيزى حكمى صادر كند ، لكن دليل ديگرى از عقل و نقل مطابق حكم عقل باشد ، باز اين حكم عقلى داراى ارزش است ، 3 - و اگر عقل نظرى حكمى صادر نمود و مبتلاى به معارض شد ، اين معارض دو صورت