اينكه شما گفتيد : هذا اصل يبتنى عليه مسائل كثيرة ، متأسفانه كتاب تهذيب را در اختيار ندارم تا يكبهيك آن فروعات را بررسى كرده ، پاسخ دهم .
سپس شيخ مىفرمايد : اينكه فرموديد : در تعارض حكم عقل نظرى با دليل نقلى ، ما دليل نقلى را مقدّم مىداريم ، اين يك امر ناممكن است ، چرا كه سخن ما در حكم عقل قطعى است ، و دليل نقلى هم يا قطعى است يا ظنّى ، و لذا حاصل سخن شما اين مىشود كه :
اگر قطع حاصله از مقدمات عقليه با قطع و يا ظنّ حاصله از دليل شرعى تعارض نمود ما آن قطع و ظنّ حاصله از دليل شرعى را مقدّم مىداريم ، به نظر ما ( شيخ ) از محالات است ، و حاصل و نتيجهء سخن شما حكم به متنافيين است و از عقل سليم برنمىآيد .
* به نظر شما اشكال عمدهء سيد جزايرى در كجاست ؟
ج : در اينجا كه ميان دو قطع تعارض قائل است ، آنهم به دو قطعى كه در آن واحد و از منبع واحد صادر مىشود و حال آنكه تعارض شروطى دارد .
* به نظر شما چرا دو قطع با يكديگر تعارض نمىكنند ؟
ج : زيرا مستلزم قطع به متنافيين است . يعنى مكلف در آن واحد هم قطع به وجوب يك مسئله داشته باشد هم قطع به حرمت آن . از طرفى تعارض شروطى دارد كه بايد بررسى شود .
* تعارض در كجا معقول است ؟
ج : ميان دو امارهء ظنّيّهاى كه شأنيّت دارند ، مفيد ظن باشند و لو بالفعل در اثر ابتلاء به معارض مفيد ظنّ فعلى نيستند .
* با توجه به مطالب فوق خلاصهء پاسخ شيخ به سيد جزايرى چيست ؟
ج : اينست كه : چنانچه دليل عقلى در ما قطع ايجاد كند ممكن نيست از دليل نقلى قطع به خلاف حاصل شود زيرا معناى قطع به امرى از راه عقل اين است كه احتمال خلاف صفر است و حتى احتمال طرف ديگر هم با قطع به اين طرف قابل جمع نيست تا چه رسد به ظن به طرف ديگر با قطع به آن طرف يعنى سخن شما مستلزم قطع به متنافيين است .
همانطور كه اگر از دليل نقلى قطعى حاصل شود ممكن نيست بعدا از دليل عقلى قطعى بر خلاف آن صادر شود و لذا تعارض ميان دو دليل كه يكى عقلى و يكى نقلى است ، محال است .
* مراد از عبارت ( فى الجملة . . . ) در متن شيخ چيست ؟
ج : اينست كه : مرحوم بحرانى اجمالا در اين مسئله با اين دو نفر موافق است نه اينكه به طور مطلق احكام عقليّه را مسلوب الحجّية بداند ، خير ، در آن تفصيل قائل شده و عقل فطرى را حجّت دانسته است .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٧