تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
اشراق نمايد ، و معتقدند كه اطلاع بر حقايق اشياء با برهان و استدلال ممكن نيست . * اختلاف دو گروه مشاء و اشراق در تركيب جسم از خصوص هيولا و عدم چيست ؟ ج : مشائين مىگويند : هر جسمى مركّب است از دو جوهر به نام مادّه و صورت نوعيه كه مادّه عبارتست از همان استعداد و قابليت يك شىء در پذيرش صورت‌هاى نوعيّه و صورت نوعيّه عبارتست از فعليت يافتن آن شىء به همان صورت نوعيه‌اش . * در تبيين فعليّت‌يابى مادّه به‌وسيله صورت نوعيه مثالى بزنيد ؟ فى المثل : 1 - آبى كه اكنون در خارج موجود است داراى صورت نوعيّه مائيّه است و لكن قوّه ، بخار شدن در آن وجود دارد در اثر حرارت صورت مائيّه جاى خود را به صورت بخارى داد و همين صورت بخارى خود داراى استعداد صورت مائيّه است 2 - و يا نطفه‌اى كه استعداد صورت نوعيّه انسان را داراست در حركت جوهرى و تكاملى خود صورت نطفه جاى خود را به صورت نوعيّهء انسان مىدهد و دوباره همين انسان استعداد و قوّه صورت نطفه را دارد * جسم در تقسيم اوليه بر چند قسم است ؟ ج : بر دو قسم است : طبيعى و تعليمى جسم طبيعى جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه و جسم تعليمى كم متّصلى است كه داراى ابعاد سه‌گانه طول و عرض و ارتفاع است و لذا نسبت جسم تعليمى به جسم طبيعى ، نسبت عارض بر معروض است . * نظر حكما پيرامون جسم طبيعى چيست ؟ ج : مىگويند : جسم طبيعى جوهر متّصل واحدى است كه از اجزاء فعلى تركيب نشده لكن براى تقسيم به اجزاء غير متناهى قابليّت دارد . * نظر مشائيون پيرامون جسم طبيعى به‌طور روشن چيست ؟ ج : جسم را جوهر متّصلى مىدانند كه در جوهر ديگر يعنى صورت حلول مىكند . * دليل مشائيون بر اثبات هيولا ( ماده اولى ) چيست ؟ ج : اينست كه : وقتى بر جوهر متصل ، انفصال عارض شود مثل آب در كوزه كه آن را در دو كوزهء ديگر بريزند ، اتصال سابقش معدوم و دو جوهر متصل ديگر حادث مىشود و لذا اعدامى صورت گرفت و احداثى يعنى : آن صورت مائيّهء واحد ، معدوم و دو صورت نوعيّه جديد ، حادث گرديد . لذا لازم است ميان اين دو آبى كه حادث شد ، با آن يك آب معدوم ( جوهر متصل اول )
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 101 | الشيخ الأنصاري / جمشيد سميعى