اشراق نمايد ، و معتقدند كه اطلاع بر حقايق اشياء با برهان و استدلال ممكن نيست .
* اختلاف دو گروه مشاء و اشراق در تركيب جسم از خصوص هيولا و عدم چيست ؟
ج : مشائين مىگويند : هر جسمى مركّب است از دو جوهر به نام مادّه و صورت نوعيه كه مادّه عبارتست از همان استعداد و قابليت يك شىء در پذيرش صورتهاى نوعيّه و صورت نوعيّه عبارتست از فعليت يافتن آن شىء به همان صورت نوعيهاش .
* در تبيين فعليّتيابى مادّه بهوسيله صورت نوعيه مثالى بزنيد ؟
فى المثل :
1 - آبى كه اكنون در خارج موجود است داراى صورت نوعيّه مائيّه است و لكن قوّه ، بخار شدن در آن وجود دارد در اثر حرارت صورت مائيّه جاى خود را به صورت بخارى داد و همين صورت بخارى خود داراى استعداد صورت مائيّه است
2 - و يا نطفهاى كه استعداد صورت نوعيّه انسان را داراست در حركت جوهرى و تكاملى خود صورت نطفه جاى خود را به صورت نوعيّهء انسان مىدهد و دوباره همين انسان استعداد و قوّه صورت نطفه را دارد
* جسم در تقسيم اوليه بر چند قسم است ؟
ج : بر دو قسم است : طبيعى و تعليمى
جسم طبيعى جوهرى است قابل ابعاد ثلاثه و جسم تعليمى كم متّصلى است كه داراى ابعاد سهگانه طول و عرض و ارتفاع است و لذا نسبت جسم تعليمى به جسم طبيعى ، نسبت عارض بر معروض است .
* نظر حكما پيرامون جسم طبيعى چيست ؟
ج : مىگويند : جسم طبيعى جوهر متّصل واحدى است كه از اجزاء فعلى تركيب نشده لكن براى تقسيم به اجزاء غير متناهى قابليّت دارد .
* نظر مشائيون پيرامون جسم طبيعى بهطور روشن چيست ؟
ج : جسم را جوهر متّصلى مىدانند كه در جوهر ديگر يعنى صورت حلول مىكند .
* دليل مشائيون بر اثبات هيولا ( ماده اولى ) چيست ؟
ج : اينست كه :
وقتى بر جوهر متصل ، انفصال عارض شود مثل آب در كوزه كه آن را در دو كوزهء ديگر بريزند ، اتصال سابقش معدوم و دو جوهر متصل ديگر حادث مىشود و لذا اعدامى صورت گرفت و احداثى يعنى : آن صورت مائيّهء واحد ، معدوم و دو صورت نوعيّه جديد ، حادث گرديد .
لذا لازم است ميان اين دو آبى كه حادث شد ، با آن يك آب معدوم ( جوهر متصل اول )
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠١