تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المواعظ العددية — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
490 . دست خود به جامه‌ى كسى كه او را نمىپوشانى پاك مكن . [ كنايه است اگر به كسى خيرى نمىرسانى به او شر مرسان ] . 491 . سائل را رد نكنيد ، حتى اگر نصف خرما به او بدهيد . 492 . غيبت مسلمان نكنيد و در جستجوى عيوب آنها نباشيد . 493 . پرده‌ى اسرار كسى را ندريد . 494 . هيچ عمل نيكى را كوچك نشمار . 495 . به برادرت وعده‌اى نده كه تخلف كنى . 496 . هيچ كدام از شما به خاطر سختى و شدتى كه بر او وارد شده آرزوى مرگ نكند . 497 . هنگام مردن به خداوند حُسن ظن داشته باشيد . 498 . تا سرانجام كار كسى را نديده‌ايد از كار [ خير ] او تعجب نكنيد [ ملاك عاقبت به خيرى پايان عمر است ] . 499 . تا عقل كسى را نسنجيده‌ايد به اسلام او خوشدل نباشيد . 500 . مبادا ، ترس و رودربايستى مردم مانع شود به حقى كه يقين داريد عمل نكنيد . 501 . كسى با زن بيگان خلوت نكند ، چون نفر سوم شيطان است . 502 . كسى را با غضب خداوند خشنود مكن . براى لطفى كه خداوند به تو كرده است از كسى تشكر نكن « 1 » براى آنچه خداوند به تو نداده است ، كسى را نكوهش نكن . چون خواستن و نخواستن هيچكس در رزق خدا اثرى ندارد . 503 . بدنبال زمامدارى مباش . چون اگر بدون خواهش به آن رسيدى تو را كمك مىكنند . و اگر به خواهش خود به آن برسى به حال خود رها مىشوى .
هامش
( 1 ) . منظور آن است كه كسى كه به تو خيرى را رساند ، او را عامل اصلى خير ندان بلكه آن را از خدا بدان‌وگرنه تشكر كردن از او به خاطر وسيله خير بودن لازم است .