يلزمكم بجمع أختين شرع * يعقوب تحليلا وموسى قد منع « 1 »
قالوا : فموسى قال إنّى خاتم * تمسّكوا بالسّبت فهو دائم « 2 »
أجيب : بالمنع من التّواتر * فإنّه منقطع الأوامر « 3 »
ولفظة التّأبيد قد تراد * للرّدع فالتّأبيد لا يراد
هامش
( 1 ) - در كتاب تورات ، سفر تكوين ، فصل 29 تصريح شده كه حضرت يعقوب دو خواهر به نامهاى « راحيل » و « لياه » را كه فرزند لابان بودند ، به زنى گرفت . امّا در سفر لويان ، فصل 18 جملهء 18 « جمع بين أختين » در شريعت موسى حرام اعلام گرديده است ، با اين جمله : « زنى را با خواهرش به همراه مگير ، مبادا كه عورت غيرى را كشف كرده در اثناى زندگيش أو را اذيّت رسانى » ( نقل از تورات فارسي ، ترجمهء فاضل خان همداني از زبان عبرى ) .
( 2 ) - در تورات ، سفر لويان ، فصل 19 جملهء 3 آمده است : « روزهاى سبت مرا نگاهداريد » ( ترجمهء فارسي فاضل خان همداني ) . همچنين در سفر خروج ، فصل بيستم ، جملهء هشتم + سفر تورات مثنّى ، فصل پنجم ، جملهء 12 بر لزوم حفظ حرمت سبت تأكيد شده ودر موارد بسيار ديگرى نيز پيرامون « سبت » سخن رفته است ، امّا ظاهرا تصريح به ابدى بودن اين حكم ندارد .
احتمال مىرود كه اين شبهه توسّط « ابن راوندى » * ساخته شده وسپس در كتب كلامي نقل شده باشد . در كتاب « العقائد الحقّة » / 17 آمده است : « انّ هذا الحديث مختلق منسوب إلى ابن الرّاوندي » . فاضل مقداد نيز در كتاب « اللوامع الالهيّة » / 236 مىنويسد : « هو موضوع وضعه ابن الرّاوندي لهم » .
گواه ديگر بر اين سخن آنكه هيچيك از يهوديانى كه در اثبات ابدى بودن آئين موسى كتاب نگاشتهاند ، به اين دليل تمسّك نجستهاند ( ر . ك . محضر الشهود في ردّ اليهود + منقول رضائي ) .
( 3 ) - دربارهء سر گذشت تورات وچگونگى ناياب شدن اين كتاب در اثر ارتداد پادشاهان بني إسرائيل وويران شدن بيت المقدس به دست بخت النصر وقيصر روم تحقيقات ارزندهاى شده وبر أساس اعترافات موجود در عهد عتيق مىتوان دريافت كه :
تورات به فاصلهء اندكى پس از در گذشت حضرت موسى از ميان رفت واز آن خبري نبود تا آنكه حضرت سليمان به حكومت رسيد وتنها بر دو لوح كه شامل ده فرمان بود ، دست يافت . زمامداران * أبو الحسن أحمد بن يحيى بن محمّد بن إسحاق مروزى متوفّى به سال 245 ( بنا بر قول ابن خلّكان ) از چهرههاى مشكوك وناشناخته است . در آغاز امر معتزلي مذهب بود ، سپس از مكتب اعتزال بر گشت وگويا به يهوديان پيوسته كتابهائى در دفاع از ايشان وردّ اسلام نگاشت . ( ريحانة الأدب 7 / 528 - 530 ونيز رجوع شود به : « بيست گفتار در مباحث علمي وفلسفي وكلامي وفرق اسلامى مقالهء 11 و 12 ، صفحهء 189 - 228 ) .