حلاج : عالمى است محيط به فلك شمس و قمر . قوهء فاعله است كه از قواى فعل حق در عالم باشد .
قوّت فاعله
* * *
[ ( ك ) ]
كافر : از كفر ، صاحب مقام تفرقه . به كسى گويند كه از مقام جمع به فرق آمده باشد .
هركس كه از حق غافل است .
كبريت احمر
كرسى : - عرش .
كرسى نور : - عرش .
كشف : پرده برداشتن ، برهنه كردن . ظهور آنچه پنهان و نهان باشد .
كشف عيانى : از تفكر و رفتن و سير و سلوك كه سالكان عارف موحد گويند : سير ، كشفى عيانى مىخواهد نه استدلالى كه ترتيب مقدمات معلومه باشد .
كشف غيب
كعبه : خانهء خدا كه حاجيان به زيارت آنجا مىروند . كعبه مقام وصل است . روى پروردگار . كعبهء ازل : كنايه از مقام لاهوتى است . كعبهء دل به دل مؤمن گويند .
حلاج : خانهء حق ، يا صدر ، يا قلب ، يا معدن روح ، يا منظر عقل است .
كفر : از كفر به معناى روى چيز را پوشانيد ، پوشيدن لباس بر روى زره ، پوشانيدن شب چيزى را . كفر در ادب صوفى : ظلمت عالم تفرقه را گويند . پوشيدن وحدت در كثرت است . كفر حقيقى عبارت از فناست .
كلمه : تجلى علم خداوند به اعتبار ظهور آن است . همهء موجودات عالم مظاهر حق هستند ، لذا به هريك كلمه الهى گويند .
كلمه عليا : توحيد است و آن تعريف حق از بنده است براى افراد قوم از حدوث كه گواه بر گفته اوست : « الست بربكم » .
كلمه متصله : اسم اعظم است .
كلمهء واحده
كوه : كنايه از تن آدمى است كه حجاب حقيقت باشد . با اين حال ، مظهر حق و مقام عبوديت است .
* * *