جنيد بغدادى : قرب به حق به توسط واحد ، مقام جمع است و غيبت بنده در بشريت خود ، تفرقه است . « 1 »
شيخ محمود شبسترى :
فرق چه بود عين غير انگاشتن * جمع غيرش را عدم پنداشتن
صاحب تعطيل اهل فرق دان * كو نديد از حق درين عالم نشان
هركه گويد نيست كلى هيچ ، غير * در يقين اوست مسجد عين دير
صاحب جمع است بينش نيست فرق * جان او در بحر وحدت گشت غرق
جمع جمع است آن حق بيند عيان * در مراياى همه فاش و نهان
صاحب اين مرتبه كامل بود * زان كه اين آن هر دو را شامل بود « 2 »
مولوى :
ز جمع كردن و تفريق او شدم حيران * به ثبت و محو چو تلوين خاطر شيدا « 3 »
جمعه قائمه : جمعهء معروف تا روز قيامت يا عيد فطر يا عيد اضحى يا روز عرفه است .
جنت : بوستان ، زمين پوشيده از درخت و سبزه است . مظهر آرامش مطلق ، مقام جمعكنندهء خلق و رؤيت حق در خلق و نيكوترين و بالاترين لذتهاست .
جنت قلب : - جنت .
جندرهء ملك : رخت ، جامه ملك : جامه ، رياض جبروت ازل و ملكوت قدم است .
* * *
[ ( ح ) ]
حادث و قديم : دو اصطلاح فلسفى است . حادث يعنى آنچه قبلا نبوده آنگاه به وجود آمده است . تازه ، نو ، وجود چيزى بعد از عدم .
قديم ، يعنى ديرينه ، كهن ، موجودى است كه مسبوق به زمان نباشد يا وجود او از غيرش نباشد و آن ذات حق را گويند . قديم آنچه هميشه بوده است و آن خداى متعال مىباشد .
حلاج : حادث همه چيز را لازم دارد زيرا كه قدم خاص خداست .
هامش
( 1 ) . فرهنگ اصطلاحات صوفيه ، دكتر سيد جعفر سجادى ، ص 291 .
( 2 ) . شرح گلشن راز ، شيخ محمود شبسترى ، ص 27 .
( 3 ) . ديوان شمس ، ج 1 ، ب 2428 .