تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
در اصطلاح صوفيه تخليص دل و تجريد دل از غير خداوند است . و نيز تجريد ذات الهى است از آنچه در تصور يا فهم يا خيال يا وهم و يا ذهن آيد . ابو القاسم قشيرى گويد : توحيد حكم كردن بود به يگانگى و بدانستن كه يكى است . « 1 » خواجه عبد اللّه انصارى گويد : توحيد اقرار عامهء مومنان را است و توحيد معرفت عارفان و صديقين راست . توحيد اقرار آن است كه اللّه را يكتاگويى . توحيد معرفت آن است كه اللّه را يكتا باشى . « 2 » مولوى :
چيست توحيد خدا آموختن * خويشتن را پيش واحد سوختن
گر همى خواهى كه بفروزى چو روز * هستى همچون شب خود را بسوز
از خم توحيد بخور جام مى * مست شو ، اين است كرامات من
بگير ليلى شب را كنار اى مجنون * شب است خلوت توحيد و روز شرك و عدد
تورات : واژه‌اى عبرى ، به معناى شريعت ، مجموعه‌اى از احكام و قوانين الهى ، كتاب آسمانى حضرت موسى است . تجليّات همه صفات و اسماء ذاتى و صفاتى . ظهور حق در مظاهر خلقت به واسطهء اسماء و صفات . توكّل : در لغت به معناى تكيه كردن و اعتماد كردن بر كسى و اعتراف كردن به عجز خود است . واگذارى كارها و نتايج آن به خدا كه نوعى پيوستگى به ارادهء اوست . علل و اسباب پيروزى مؤثر و پيوسته مىشوند و موانع و حوادث متضاد با آن از ميان مىروند و بالاتر از آن بينش و آگاهى براى شخص متوكل حاصل مىشود كه از اشتباه و لغزش و غرور و ضعف بر كنار مىماند . قرآن :
« وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
( مائده ، 26 ) ،
« إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ »
( عمران ، 153 ) ،
« مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ »
( طلاق ، 23 ) ،
هامش
( 1 ) . رسالة قشريه ، 513 . ( 2 ) . شرح تعريف ، ج 1 ، ص 4 .