« أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ »
( زمر ، 37 ) . توكل در نزد صوفيان يكى از مقامات است كه هر سالك نوپايى در جستجوى حق و حقيقت از آن گذر مىكند . سالك همهء كارها را به خدا وا مىگذارد . به گفتهء صوفيه فقط خواص عرفا و موحدان آن را درك مىكنند . عارف از ارادهء شخصى و هرچه غير حق باشد ، دست مىشويد و تسليم محض خدا مىشود .
حلاج : ديدن مسبب است .
شيخ محمود شبسترى :
چون تو رو از غير حق برتافتى * نقد اسرار توكل يافتى « 1 »
حافظ :
كار خود گر كرم باز گذارى حافظ * اى بسا عيش كه با بخت خداداده كنى
مولوى :
گفت پيغمبر به آواز بلند * با توكل زانوى اشتر ببند « 2 »
رمز الكاسب حبيب اللّه شنو * از توكل در سبب كاهل مشو
قوم گفتندش كه كسب از ضعف خلق * لقمهء تزوير دان بر قدر حلق « 3 »
ز بعد از اين مى و مستى چه كار من تو كردستى * توكل كردهام بر تو صدا ، اى كاهلان تنبل « 4 »
و در تصّوف عبارت است از واگذارى تمام امور عبد بر صاحب عبد ، چون او مالك حقيقى است . توكّل نشانه و لازمهء ايمان است و آن يكى از مراتب عبوديت مىباشد .
* * *
[ ( چ ) ]
چشم : كنايه از شهود ذات معشوق حقيقى ، سرّ بصير الهى ، نور ذات ، صفت الهام غيبى و مشاهدهء انوار الهى و جمال حق است .
هامش
( 1 ) . شرح گلشن راز ، 266 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول ، ب ، 846 .
( 3 ) . مثنوى ، دفتر اول ، ب ، 914 .
( 4 ) . ديوان شمس ، ج 3 ، ب ، 14135 .