تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
به راستى در آغاز ، شروع كار دشوار است هركه نوشته را بخواهد ، اين است خطاب من پس بخوانيد و بدانيد كه من شهيدم

( 22 )

[ به صبر وادار شدم ] به صبر وادار شدم آيا قلبم در اين راه صبر مىكند ؟ روحت با روحم در دورى و نزديكى در آميخت پس من « تو » ام ، همان‌طورى كه تو « من » ى و مراد منى « 1 »

( 23 )

[ شما مالك قلبم شده‌ايد ] شما مالك قلبم شده‌ايد پس در هر وادى قرار گرفتم بر دلم گام نهاديد و من خوابم را آشفته كردم من غريبى تنها هستم ، و با شما تنهايىام بيشتر مىشود

( 24 )

[ از ديدگان همه ، گريزها زده‌ايم ] از ديدگان همه ، گريزها زده‌ايم به نقطهء نورى حكايتى است از ماه
هامش
( 1 ) . ابن عربى گويد : حلاج اين ابيات را در حالت سكر بيان داشته است و بر آنكه در حالت سكر و مستى چنين سخنانى را بر زبان جارى كند هيچ گناهى نيست ( فتوحات مكيه ، ج 3 ، ص 155 ) .