87 . در نصيحت به فرزند گفت : زود نفس خود را اسير كن از بيم آنكه مبادا او تو را اسير كند .
88 . در نصيحت به فرزند گفت : وقتى عالم در كار بردگى است ، تو در كار آن باش كه كمترين ذرهاش ، در حسن و جمال و عظمت ، از كار دو عالم برتر است ! فرزند گفت : آن چيست ؟ گفت : معرفت .
89 . در برابر خدا همان باش كه تو را امر كرده است كه باشى !
90 . خاطر حق را هيچ خاطر ديگر معارض نشود . چه با ظهور سلطنت او جملهء اجزاء وجود منقاد و مستسلم شود و همه خواطر ديگر مضمحل و متلاشى گردد .
91 . دربارهء برهان حق گفت : وارداتىاند كه بر دلها وارد مىشوند و نفوس از تكذيب آنها ناتوانند .
92 . توكل برحسب موارد محمود است .
93 . پروردگارا اگر خود را به ما بشناسائى ما را حيران سازى و اگر نادان گردانى معذب دارى و اگر ما را ترك كنى ، بسوزانى . نه با تو طاقت داريم نه بدون تو راحت ، از تو به تو فريادرسى مىطلبيم .
94 . محبت ميان دو كس آن وقت مستحكم شود كه در ميان ايشان هيچ سرّ مكتوم نماند .
95 . در حق مصطفى ( ع ) گويد كه از اين ( كجا ) چشم پوشيد .
96 . واحد بايد كه خود را براى خود يگانه گرداند .
97 . او را كه دل باشد جز شهود پروردگار در وى خطور نمىكند .
98 . مشاهده ، سالك را مشغول كند و حجاب ، موجب يافتن مىشود و بايد دانست كه نشان فهم ، خشوع و خضوع است .
99 . موسى ( ع ) از حضرت عزت پرسيد : بار خدايا محتاجم ، چون مرا به علم يقين مخصوص كردى ، از تو در مىخواهم كه مرا از وعدهء علم يقين به اوج عين يقين رسانى و از حضيض علم اليقين به بقاء حق اليقين رسانى .
100 . خداوند ظاهر شريعت را بر تو بپوشاند و بر تو حقيقت كفر را كشف سازد ، چون ظاهر شريعت كفر پنهان است و حقيقت كفر معرفت آشكار . و از خداوند پوزش مىطلبم و به سوى او بازمىگردم .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: حسين بن منصور الحلاج
ص٢٠٧