55 . فقير صادق كسى است كه با صحت رضايش دربارهء آنچه از سببها بر او وارد مىشود ، اختيارى ندارد .
56 . اسرار ما بكر است ، وهم واهم بدان نرسد .
57 . عمرت را در عمارة باطن فانى گردانيدى ، پس فناء در توحيد كجاست ؟
58 . ناسوتم را در لاهوتت فانى كردم ، پس به حق ناسوتت بر لاهوتت سوگند كه بر آنكس كه سعى در كشتنام دارد ، ترحم آورى .
59 . از او دربارهء وقت عارف پرسيده شد ، گفت : وقت صفت صاحب وقت است ، هر كه با صفت خويش آرام گيرد او را با حق صحبت نباشد . و نيز وقت غير حق است و عارف را با غير حق آرام نباشد . و هركه آرام گرفت طلب به جاى بگذاشت و به جاى گذاشتن طلب اعراض از حق است . و معرض از حق نزد اين طايفه برابر بتپرستى است .
پرسيدند چرا چنين است ؟ گفت : از بهر آنكه وقت فرجتى است كه صاحب وقت در آن فرجت نفسى برآرد از اندوهاى خويش .
60 . خداوند ، خلق را به دنيا امتحان كرد ، هركه ترك آن بگويد و او بر آن قادر باشد ، او را در بهشت ده چندان هست .
61 . هيچ كس حق را نپرستيد به چيزى عزيزتر از محبّت حق را .
62 . خداوند راست ، هر روزى چهل هزار حكمت در جنّات نعيم ، هر حكمتى بر حسنات و انوار و ملك مضاعف است تا آباد .
63 . خداوند معروف است به آيات ، مذكور است به صنايع ، موجود است به انوار ، معبود است به كلمات ؛ هيچ چشمى او را در نيابد ، و او همه چشمى دريابد ، ازليست .
64 . رحمتهاى حق عدد نپذيرد . هركه مشرف شود به يك نظر از او ، سعيدش گرداند به سعادت آباد .
65 . قرآن قيامت است ، دنيا آيت بهشت و دوزخ است ؛ خنك آن را كه معرفت خالق از معرفت مخلوقش مشغول كند .
66 . خداوند سبحان ، صاحب آيات است ، معيد رفات ، و محيى اموات است . آزال مطويست به يمين او ، آباد مكسور نزد او ، حق گويد روز قيامت كه ملك ملوكم ، اين آن روز است كه همه روزها با آنچه رفته است ، باز وى آيد .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: حسين بن منصور الحلاج
ص٢٠٤