76 . حق تعالى هر شبى به آسمان دنيا فرود آيد با أوتاد زمين سخن گويد . با بدلاء .
سپس با والهان ، ديگر بار با مجتهدان ، نام همه بنويسيد . روز جزا را ارواح به ارواح و انوار به انوار ، پس به خيرات و بركات ، زمين پر كند . آنگاه به عزّ جلال عظمت غيب محتجب شود .
77 . خداوند متعال ، ارواح مقدّسه را براى عيسى ( ع ) جمع كرد . در زمين عرش او را نهاد ، در آسمان عرش او را نهاد ، حق تعالى كتابى بنوشت ، در آن صلوة كبرى و زكات كبرى و صيام كبرى و حجّ اكبر و آن كتاب به فارس ملايكه بسپرد . گفت : روشن كن به اسم ملك قديم .
78 . حق اوّل همه چيزهاست . هركه اين شناخت ، نزد اوست ظاهر فوق همه چيز .
حق باطن همه چيز است . هركه اين شناخت ، از حق بار وحى است محيط . هركه مثل شمس است ، تسبيح كند .
79 . براى خداوند صفتى بعد از صفتى است ، نظرى بعد از نظرى ، انوار و ارواح بعضى به بعضى متعلق تا روز قيامت . هركه صنعت توحيد دريابد ، حق را اسم اعظم گفت و به مقام بزرگى بعد از مرگ برسد .
80 . حق تعالى گفت : مراد من از جميع بندگان من تسبيح من است به فكر و ذكر و طاعت من ، به صنعت و شكر من و محبّت من به جميع انوار .
81 . براى حق تعالى در هر روزى و شبى سيصد و شصت لمحه است . در هر لمحهاى روح حبيبى از احبّا نزد خود برد و به هفتاد هزار از كسانى كه دعوى دوستى آن دوست كنند ، نظر رحمت افكند .
82 . انسان متشكل از لطيف و كثيف است و خطاب [ خدا ] با لطيف مىباشد .
83 . آزاده بىمانع ، متصوف است .
84 . هركه اللّه را شناخت اسم به منزلهء كن مىشود كه هرگاه اراده كند چيزى را و بگويد موجود شو ، موجود خواهد شد .
85 . براى يك فرد موحد ، كافى است كه خداى قديم و احد را از حادث جدا سازد .
86 . محبت صفتى است سرمدى و عنايتى است ازلى كه اگر اين عنايت نبودى نه درايت كتاب ممكن بودى و نه هدايت ايمان دست دادى .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: حسين بن منصور الحلاج
ص٢٠٦