سوره تكاثر
202 .
. . . عِلْمَ الْيَقِينِ . . .
« 1 »
حسين گويد : علم اليقين يعنى آنچه به دلايل نيازمند باشد و عين اليقين علمى است كه در آن منازعه و اضطرابى نيست .
203 .
ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ
« 2 »
حسين گويد : چون مرد در عين اليقين باشد و نه در علم يقين ، دانشپژوه را نشاند و از برخاستنش باز دارد و اين از آن كسى است كه آرام و قرار ندارد مگر اينكه به يقين اليقين [ برسد ] پس در اين صورت است كه به آرامش مىرسد .
204 . آنگاه گفت نمىدانم كه او برايم اجل را باقى گذارد يا نه .
سوره كافرون
205 .
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
« 3 »
حسين گويد : كه خداوند تكليفش را با مثالى درباره ايشان بيان مىكند كسى كه از ويژگيهاى عبوديت پيروى كند . همچنانكه به پيامبرش گفت :
« وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ »
« 4 » تو هرگز استحقاق كوشش عبوديت را ندارى و با خطاب تكليف كفّار را مخاطب كرد . اينكه خداوند به پيامبرش فرمان داد كه آنها را با كلام خداوند خطاب كند :
« لا أَعْبُدُ ما . . . تَعْبُدُونَ »
« 5 »
هامش
( 1 ) . تكاثر ، آيه 5 ، حقّا ، اگر از روى يقين بدانيد .
( 2 ) . همان ، آيه 7 ؛ سپس به چشم يقينش خواهيد ديد .
( 3 ) . كافرون ، آيه 1 ؛ بگو : اى كافران .
( 4 ) . نحل ، آيه 99 ؛ پروردگارت را پرستش كن ، تا لحظهء يقين فرا رسد .
( 5 ) . كافرون ، آيه 2 ؛ من چيزى را كه شما مىپرستيد ، نمىپرستم .