سوره توحيد
206 .
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ
« 1 »
به حلاج گفته شد : آيا او ، اوست ؟ گفت بلكه او وراء هر چيزى است و او عبارت از ملكى است كه چيزى به غير از او بر آن نمىماند .
207 . حسين در معناى اين آيه گويد : او در ذات خود كامل است . و در استمرار زمانها بىانتها و ابدى است ، يگانه خالقى كه همه صفات از او نشأت گرفتهاند . و بازگشت هر موجودى به اوست . آرامش او را از بين مىبرد ، آن كس را كه پست كرد مرتبت دهد . اگر تو را حاضر كند ، فانىات كند و اگر تو را غايب كند ( او تو را از خود دور كند ) تو را بخواند .
208 . حسين گويد : توحيد امت خشنودى او از ايشان است . پس كسى كه حق او را شايسته دانست و نه [ ديگرى را ] ! چون گوينده از شما جداست و مغير غير از شماست .
شما از خود افتاديد و كس باقى ماند كه هرگز از بين نرفت و نابود نشود همچنانكه از بين نرفت .
سوره فلق
209 .
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ
« 2 »
حسين گويد : خداوند به همهء خلقش در معنى اين قطعه اشاره كرد به كلمه واحده و آن از لطايف قرآن است :
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ » .
هامش
( 1 ) . توحيد ، آيه 1 ؛ بگو : اوست خداى يكتا .
( 2 ) . فلق ، آيه 1 ؛ بگو به پروردگار صبحگاه پناه مىبرم .