تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
است كه قبل از آنكه ايشان ، بر نفس‌هايشان آگاهى داشته باشند به آن رسيدند از جهت اينكه راهنمايى برايش قرار نداد . پس مردم حظوظ را مشاهده كردند .

سوره مدثر

191 .
وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ وَ ثِيابَكَ فَطَهِّرْ
« 1 » حسين گويد : مقامش را هنگام [ نيازش به تو ] در دعوت به سوى او ، بزرگ جلوه داد . پس دعوت تو را از كسى كه بر هدايت از او پيشى گرفت ، پذيرفت . 192 .
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً
« 2 » حسين گويد : چگونه ايشان اين خواسته را دارند در حالى كه جانها تهى از حقّ است . از امور حق بدورند و از ايستادن در برابر حق غافل‌اند . چگونه نامه‌هاى گشاده ، رازهاى نهانى را آشكار مىكنند . نامه‌هاى سر به مهرى كه تنها حق ، مهر آن را مىگشايد . اصل اين اسرار بشرى است و شامل ربوبيت نمىشود .

سوره انفطار

193 .
فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ
« 3 » حسين گويد : كسى كه به خودش مشغول شد از خوشبختى دور شده است . و آنكه به او ( خدا ) پرداخت ، از خودش دور مانده است . چون خداوند فرموده :
« فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ »
يعنى در معناى صورتى كه خواست تو را به وجود آورد . چون پروردگار آدم را از الطاف نيك و مژده بخشش با قدرت برتر خويش آفريد و ارواح را ميان جمال و جلالش نمودار كرد . و روح را در او دميد و بر او جامه پوشانيد . اگر پوشش او نبود ، همهء
هامش
( 1 ) . مدّثر ، آيه 4 - 3 ؛ پروردگارت را تكبير گوى و جامه‌ات را پاكيزه دار . ( 2 ) . همان ، آيه 52 ؛ بلكه هريك از ايشان مىخواهد كه نامه‌هايى گشاده به او داده شود . ( 3 ) . انفطار ، آيه 8 ؛ و به هر صورتى كه خواست اعضاى تو را به هم انداخت .
مجموعه آثار حلاج ( طواسين ، كتاب روايت ، تفسير قرآن ، كتاب كلمات ، تجريات عرفانى و اشعار ) ( فارسى ) — صفحة 192 | حسين بن منصور الحلاج / قاسم مير آخورى