عدم توجهى ناشى از جلال و عظمت ندارد كه بتواند ما را از رعايت آداب شريعت معاف گرداند . خدا عنايتى كه مؤمنان حقيقى را به تعطيل عبادات آورد ، ندارد . خدا شريعت را براى مؤمنان تاكيد كرده تا استيلاى او آيتى از اتحاد و اجتماع براى ديگران باشد ، نه براى خود آنان . از جمله حجّتهاى آن اين آيه است
« وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ »
پروردگار حركت پيامبر ( ص ) را كه براى نماز قيام مىكرد ، دستور زندگى آنان قرار داد ، زيرا ، در حقيقت محمد ( ص ) نقطهء وصول به خدا و عين الحصول ، آن بود ، و در تصميمات خود ، تنها به خدا توسّل مىجسته و در پايان مجاهدات خود كسى به غير از او نمىيافته است .
22 .
« اتَّخَذَ اللَّهُ إِبْراهِيمَ خَلِيلًا »
« 1 »
حسين بن منصور گويد : « اتّخذه خليلا » و نه گفت خالقى براى ابراهيم و اين از باب منّت بود ، آنگاه با برگزيدن ابراهيم به دوستى خود ، از وى قدردانى كرد و آن از كرامت و فضل خداوند بود .
23 .
أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ
« 2 »
حسين بن منصور گويد : « ايثتغون عندهم العزّة » چه كسى از سوى خداوند عزيز ، عزيز و شريف شد ؟ چه كسى به غير او عزت و توانايى يافت ؟ اين عزّت نيست بلكه ذلّت و خوارى اوست .
سوره مائده
24 .
« وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »
« 3 »
حسين بن منصور گويد : شايد منظور اين باشد كه در نيت يارى و كمك به ديگران ، توكل
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 125 ؛ و خدا ابراهيم را به دوستى خود برگزيد .
( 2 ) . همان ، آيه 139 ؛ آيا عزت و توانايى را نزد آنان مىجويند .
( 3 ) . مائده ، آيه 2 ؛ در نيكوكارى و تقوى همكارى كنيد .