18 .
وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ
« 1 »
حسين گفت : رسول جز به آنچه به او امر شده يا آنچه برايش مكشوف گشته آگاهى ندارد . آيا او را نديدى كه دربارهء موضوعى با او مجادله كردند چون دربارهء آنچه به ملاء اعلى ارتباط داشت سؤال كردند از آنجايى كه به او مرتبط نبود ، فرمود من دانش غيب ندارم . شاهدش با داشتن صفت از او پنهان شد و با شهود حق آنها را ديد . و صفت آدميت از او رفت . يعنى چون آنچه خدا از مشاهدهء خود بر او تاباند ، ديد ، از صفاتش ناپديد شد .
و غير از او نشد عين آدمى . پس با همهء دانشها بگو درود خدا بر او باد .
19 .
الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ
« 2 »
ابو العباس ابن عطا گويد : او را ايستاده ياد كنند . شرط قيام ايشان ، از براى ذكر است . و در حال نشسته او را ياد كنند . و در حالى كه به پهلو خفتهاند او را ياد كنند يعنى در هر صورتى كه باشد . او را ياد كنند . « يجنبهم » يعنى « يحملهم » ، از حلاج پرسيده شد : آيا در بهشت ذكر وجود دارد ؟ گفت : ذكر غفلت ( ناآگاهى ) را دور مىكند و چون غفلت بماند معنايى براى ذكر نمىماند .
20 . از اندوه نهى كرد چون من تو را به دين دعوت كردم ، گويى كه من دور هستم يا گويى كه تو غايبى ( ناپيدايى ) . بىرغبت كرامت و فضل را از تو مىطلبم و به مثل خود هيچ زاهدى را نديدم كه به تو رغبت نشان دهد .
سوره نساء
21 .
« وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ
« 3 »
حسين بن منصور گويد : خداوند عنايت و توجّهى به دعا و تمركز حواسّ در حيرت و نيز
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 144 ؛ جز اين نيست كه محمد پيامبرى است .
( 2 ) . همان ، آيه 191 ؛ آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته ، ياد مىكنند .
( 3 ) . نساء ، آيه 102 ؛ و چون تو در ميانشان باشى و برايشان اقامهء نماز كنى .