7 .
اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ
« 1 »
دربارهء اين آيه از حسين بن منصور سؤال شد ، گفت : « لا إله الّا اللّه » . دو چيز اقتضا مىكند ، علت را از ربوبيّت بر طرف مىكند و حق را از درك منزه مىنمايد .
8 .
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 2 »
حسين بن منصور دربارهء اين آيه
« مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ »
« 3 »
گفت : چه كسى مىتواند در نزد كسى شفيع باشد كه احدى به جز خود او ، پيش نراند و باز ندارد .
سوره آل عمران
9 .
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
« 4 »
حسين بن منصور به مردى گفت : آيا در اذان به وجود خداوند گواهى مىدهى ؟
آن مرد گفت : آرى .
حسين گفت : خدا خود بر خود گواهى مىدهد كه يگانه فاعل مؤثر ( صانع ) است . او خود به خود ، به غيب خود مؤمن گرديده است ، پيش از آنكه برحسب آنچه از خود وصف كرده است ، به دو مؤمن گردند ، از آنجا كه به خدا و رسول گواهى دادى و بين آن دو فرق نگذاشتى . درحالىكه گواهى و شهادت خداوند به سبب تعظيم است و گواهى و شهادت رسول از باب ابلاغ و تسليم است .
10 . مزنى گويد : در مكه بر حسين بن منصور وارد شدم . از او دربارهء شهادت نوع بشر ( ميثاق ) پرسش كردم كه به وحدت خدا اعتراف مىكند و دربارهء توحيد پرسش كردم و به دو گفتم : آيا اين عبارت شايسته خداست ؟ تا آنجا كه خود آن را به عنوان نعت وحى شده و دستورى كه مقرر گشته است ، مىپسندد ولى نه به منزلهء توصيف يا به مثابه
هامش
( 1 ) . همان ، آيه 255 ؛ اللّه خدايى است كه هيچ خدايى جز او نيست ، زنده و پاينده است .
( 2 ) . همان ، آيه 255 ؛ كرسى او آسمانها و زمين را دربر دارد .
( 3 ) . همان ؛ چه كسى جز به اذن او ، در نزد او شفاعت مىكند ؟
( 4 ) . آل عمران ، 18 ؛ گواهى دادند كه هيچ خداى جز او نيست .