تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الرسائل المختارة — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
واسطه جناب أمير المؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام خليفه بودى ، بايستى مردم را دعوت مىكردند ، والا لازم آيد كه اهمال نموده باشند در اجراى احكام دين ، واين از خليفه بر حق باطل است ؛ لكن دعوت نمودن ايشان بعد از رحلت حضرت محمد صلى الله عليه وآله ثابت نيست ، پس بودن ايشان خليفه بلا واسطه باطل باشد « 1 » . جواب گوئيم كه دعوت نمودن در عرف محققين بدو قسم است : دعوت قولي ودعوت فعلى ، ودر علم ميزان مبرهن شده ، كه دلالت فعلى كه عقلي است ، أقوى است از دلالت لفظي كه وضعي است « 2 » . پس بر تقدير تسليم اينكه دعوت ايشان قولي نبود ، فعلى بود ، زيرا باتفاق مخبرين اولين وآخرين جناب أمير المؤمنين علي عليه السلام بعد از تكفين حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه وآله وسلّم ، چندين شبانه روز در دولت سراى خود نشستند ، واز منزل خويش بيرون نيامدند وأقامت نمودن ايشان در منزل خويش دعوت فعلى بود كه قوىتر از قولي است . چه بدليل وبرهان دانستيم ، كه بعد از نبي صلى الله عليه وآله وسلّم ، خليفه بايد كه بجهت حفظ دين در ميان أمت باشد ، پس اگر بغير از جناب أمير المؤمنين علي عليه السلام شخص ديگرى خليفه بر حق مىبود ، حضرت أمير در بيعت نمودن خليفه بر حق كه نايب نبي مطلق است ، تأخير نمىفرمود كه موجب عصيان بل عين طغيان مىبود ، وچون نشستن ايشان در منزل شريف خويش باتفاق علماى موافق ومخالف عصيان نبود دانسته شد ، كه تقاعد ايشان دعوت فعلى بود وبجهت اتمام حجت همين قدر كافى است .
هامش
( 1 ) . اگر بعد از نبي صلى الله عليه وآله وسلم حضرت أمير عليه السلام بلا واسطه غيرى خليفه مىبود چرا مردمان را به دعوت خويش نخواند والّا لازم آيد كه در اجراى احكام دين نبي صلى الله عليه وآله وسلّم اهمالى نموده باشد واين از خليفه بر حق بعيد است . پس چون دعوى نمودن آن جناب بعد از رحلت نبي صلى الله ثابت نيست همچنين خليفه بودن آن حضرت بلا فاصله ثابت نخواهد بود . د . ( 2 ) . كه دلالت فعلى كه عبارت از عقلي است أقوى است وأولى از دلالت لفظي كه عبارت از وضعي است . د .