كراهت از مرگ شده ، 3 - اگر بيمار شود ( از بد رفتاريش ) پشيمان گردد و چون تندرستى يابد آسوده و غافل ماند ، هر گاه ( از بيمارى ) آسايش بيند خود پسند شود و چون گرفتار گردد نوميد و پژمرده شود ، اگر بلاء و سختى برايش پيش آيد با نگرانى دعا و زارى نمايد ، و چون راحتى و خوشى به او دست دهد از روى غرور و فريب ( به كالاى دنيا از خدا ) دورى گزيند ، نفس ( اماّره ) بر او مسلّط است به آنچه ( آمرزش گناهان كه ) گمان دارد ، و مسلّط نيست به آنچه ( مرگ و عذاب جاويد كه ) باور دارد ، 4 - بر ديگرى به گناه به كمتر از گناه خود مى ترسد ( گناه او را بزرگ مى شمارد ) و پاداش بيشتر از كردارش را براى خود اميدوار است ( طاعت خويش را بزرگ مى پندارد ) چون به توانگرى رسد شاد شده در فتنه و گمراهى افتد ( پى هم گناه مىكند ) و چون تنگدست گردد ( از رحمت خدا ) نوميد شده و ( در عبادت و بندگى ) سستى نمايد ، و اگر طاعت و بندگى كند كوتاهى نمايد ( درست انجام ندهد ) و چون درخواست كند ( از خدا حاجت طلبد ) اصرار و كوشش دارد ، اگر به او شهوت و خواهشى ( آسايش و خوشى ) رو آورد نافرمانى پيش گرفته توبه و بازگشت را پشت سر اندازد ، و اگر به او اندوهى برسد از دستورهاى دين ( شكيبائى و بردبارى و پناه به خدا بردن به هنگام سختى ) دورى گزيند ( براى مردم ) 5 - عبرت و پند گرفتن از ديگران را بيان مىكند و خود عبرت نمى گيرد ، و در اندرز دادن مى كوشد و خود پند پذير نيست ، پس او به گفتار مى نازد و عمل و كردارش اندك است ، در آنچه ( دنيا و كالاى آن كه ) فانى و نابود گردد كوشش مى نمايد و در آنچه ( آخرت و آنچه در آنست كه ) باقى و جاويد است سهل انگارى مىكند ، غنيمت و سود ( طاعت و بندگى خدا ) به نظرش غرامت و تاوان مى آيد ( زيان پندارد ) و غرامت و تاوان ( معصيت و نافرمانى ) غنيمت و سود ، از مرگ ترسان است و پيش از اينكه فرصت از دست برود ( به اعمال صالحه و كردار خدا پسند ) نمى شتابد ، بزرگ مى شمارد از نافرمانى ديگرى معصيتى را كه بزرگتر از آن را از خود خرد مى پندارد ، و از بندگى خويش بسيار مى شمارد طاعتى را كه از ديگرى اندك داند ، پس او بمردم سختگير است و به خود سهل انگار ، 6 - بيهوده گوئى با توانگران را بيشتر دوست دارد از ياد خدا با تنگدستان ، براى سود خود به زيان ديگرى حكم مىكند ( اگر چه نادرست باشد ) و براى سود ديگرى به زيان خود حكم نمى كند ( اگر
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1162
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١١٦٢