126 - امام عليه السلام هنگاميكه شنيد مردى دنيا را نكوهش مى نمود ( در ستودن دنيا ) فرمود
: 1 - اى نكوهندهء دنيا كه به نيرنگ او فريفته شدهاى و به ناراستيهايش گول مى خورى آيا به دنيا فريفته شدهاى و آن را نكوهش مى نمايى ، تو بر آن جرم و گناه مى نهى يا دنيا بر تو جرم مى نهد 2 - از كجا و چه وقت دنيا ترا سرگردان نمود ، يا كى فريبت داد آيا به جاهاى بر خاك افتادن پدرانت و پوسيده شدن آنها يا به خوابگاههاى مادرانت زير خاك چه بسيار با دستهاى خود ( به تنهايى براى بهبود درد بيمارانت ) يارى نمودى ، و چه بسيار با دستهايت ( بيماران را ) پرستارى كردى براى آنان بهبودى طلبيدى ، و ( پس از تشخيص و بدست آوردن درد ) از اطبّا فايدهء دارو پرسيدى ، بامداد داروى تو ايشان را بى نياز نمى كرد ( بهبودى نمى داد ) و گريهء ( رنج ) تو بر آنان سود نداشت ، و ترس تو هيچيك از آنها را فائده نبخشيد ، و در بارهء او به خواست خود نرسيدى ( شفاء نيافت ) و به توانائى خويش ( بيمارى و مرگ را ) از او دور ساختى و دنيا او را ( كه هر چند كوشش نمودى از چنگ مرگ نرست ) براى تو سر مشق قرار داد ، و هلاك شدن او را هلاك شدن تو ( تا بدانى با تو آن خواهد كرد كه با او نمود ) 3 - محقّقا دنيا سراى راستى است براى كسى كه ( گفتار ) آن را باور دارد ، و سراى ايمنى ( از عذاب الهىّ ) است براى كسى كه فهميد و آنچه را كه خبر داد دريافت ، و سراى توانگرى است براى كسى كه از آن توشه بر دارد ( پيرو خدا و رسول باشد ) و سراى پند است براى كسى كه از آن پند گيرد ، جاى عبادت و بندگى دوستان خدا ( پرهيزكاران ) و جاى نماز گزاردن ( يا درود فرستادن و طلب آمرزش نمودن ) فرشتگان خدا ، و جاى فرود آمدن وحى ( پيغام ) خدا ، و جاى بازرگانى دوستاران خدا است كه در آن رحمت و فضل ( او را ) بدست آورده و سودشان بهشت بود ، 4 - پس كيست دنيا را نكوهش مىكند در حالى كه ( مردم را ) به دورى خود ( از آنها ) آگاه ساخت ، و به جدائى خويش ندا داد ، و خود و اهلش ( مردم ) را بفناء و نيست شدن خبر داد ، پس براى ايشان به گرفتارى خود گرفتارى ( آخرت ) را نشان داد ، و آنان را به شادى خويش به شادى ( آخرت ) آرزومند گردانيد 5 - شب مىكند با تندرستى ( كه شخص بر اثر آن در آسايش و خوشى است ) و بامداد كند در سختى و اندوه براى ترغيب و خواستارى ( طاعت
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1149
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١١٤٩