تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1226

مساهمون:

ص١٢٢٦
281 - امام عليه السلام ( در ترغيب به خوهاى نيكو ) فرموده است : 1 - در روزگار گذشته براى من برادر و همكيشى در راه خدا ( ابوذر غفّارى يا عثمان ابن مضعون ) بود كه كوچك بودن دنيا در نظرش او را در چشم من بزرگ مى نمود ، 2 - و شكمش بر او تسلّط نداشت پس چيزى را كه نمى يافت آرزو نمى كرد و اگر مى يافت بسيار به كار نمى برد ، 3 - و بيشتر روزگارش خاموش بود ( سخن نمى گفت ) و اگر مى گفت بر گويندگان غلبه مى نمود ( براى ديگرى جاى سخن باقى نمى گذاشت ) و تشنگى پرسندگان را ( به موعظه و اندرز از آب دانش ) فرو مى نشاند ، 4 - و ( بر اثر طاعت و بندگى خدا و بردبارى با مردم ) ناتوان و افتاده بود و هم او را ناتوان مى پنداشتند ، و هرگاه زمان كوشش ( در كارى ) پيش مى آمد ( چون ) شير خشمگين و مار پر زهر بيابان بود ( حتما كار را انجام مى داد يا در كارزار دشمن را مغلوب مى نمود ، و اگر با كسى نزاع داشت بى صبرى نمى كرد و پيش از وقت ) 5 - برهان و دليل نمى آورد تا اينكه نزد قاضى مى آمد ( و دليل خود را بيان مى نمود ، و اين دليل بر درستى رأى و انديشهء شخص است ) 6 - و كسى را سرزنش نمى كرد به كارى كه در مانند آن بهانه‌اى مى يافت تا اينكه عذر او را مى شنيد ( و اين روش از لوازم عدل و انصاف است ) 7 - و از دردى ( كه مبتلى مى گشت نزد كسى ) شكايت نمى نمود مگر وقتى كه بهبودى مى يافت ( آن هم از روى اخبار و سرگذشت نه از راه شكايت ) 8 - و آنچه مى گفت بجا مى آورد و آنچه نمى كرد نمى گفت ( چون درستى و راستى را شعار خويش قرار داده بود ) 9 - و اگر بر سخن بر او غلبه مى كردند در خاموشى غلبه نمى يافتند ( هنگام گفتگوهاى بى جا خاموش بود ) 10 - و در شنيدن حريصتر بود بر گفتن ( استفاده را بر افاده ترجيح مى داد ) 11 - و اگر ناگهان ( بى انديشه ) دو كار به او رو مى آورد مى نگريست كه كدام يك از آن دو به خواهش نفس نزديكتر است با آن مخالفت مى نمود ، 12 - پس بر شما باد كه اين صفات و خوها را فرا گيريد و به آنها رغبت داشته