4 - در گفتار آن حضرت عليه السلام است ( در انتخاب شوهر براى دختر )
: 1 - هرگاه زنان ( دختران ) بحدّ كمال رسند ( هنگام زناشويى و تصرّف آنها در حقوقشان برسد ) پس خويشان پدرى ( از خويشان مادرى به شوهر دادن او ) سزاوارترند . ( سيّد رضىّ « رضى اللّه عنه » فرمايد : ) و ( بجاى نصّ الحقائق ) نصّ الحقاق هم روايت مىشود ، و نصّ منتهى درجه و پايان چيزها است مانند نصّ در رفتار كه آن نهايت رفتارى است كه چارپا به رفتن آن توانائى دارد ، و تو ميگوئى : نصصت الرّجل عن الأمر يعنى پرسش خود را در بارهء فلان امر از فلان مرد بپايان رسانيدم ، هنگاميكه پرسش از آن امر را از او بپايان رسانيده باشى تا آنچه نزد او مى باشد بدست آورى ، پس حضرت از ( جملهء ) نصّ الحقاق اراده فرموده است بحدّ كمال رسيدن دختران را كه آن پايان خردى است كه صغير بحدّ بزرگى مى رسد ، و فرمايش حضرت ( نصّ الحقاق ) از رساترين و شگفت ترين كنايهها است از اين معنى ، مى فرمايد : هرگاه دختران به آن حدّ ( هنگام زناشويى ) رسيدند پس خويشان پدرى به دختر هرگاه محرم باشند مانند برادران و عموها از مادرش به شوهر دادن آن دختر اگر بخواهند او را شوهر دهند سزاوارترند ، و ( لفظ ) حقاق از محاقهّ و زد و خورد مادر است با خويشان پدرى دختر در بارهء او ، و محاقّة همان نزاع و زد و خورد و گفتگوى هر يك با ديگرى است كه من از تو به شوهر دادن او سزاوارترم ، و از آن گرفته شده است كه مى گويند : حاققته حقاقا مانند جادلته جدالا يعنى با او نزاع و زد و خورد نمودم ، و گفتهاند : نصّ حقاق عبارت است از بلوغ عقل و آن رسيدن بحدّ كمال است ، زيرا امام عليه السّلام ( از اين فرمايش ) اراده نموده است منتهى و رسيدن هنگامى را كه به آن حقوق و احكام ( به دختر ) واجب مىشود ، و آنكه نصّ الحقائق روايت كرده حقائق را جمع حقيقة خواسته . اينست معنى آنچه ابو عبيد قاسم ابن سلام ( كه در لغت و حديث و ادب و فقه و درستى روايت و بسيار دانشمندى از مشاهير و مردان بنام است ، و در مكهّ پس از فراغ از اعمال حجّ در سال دويست و بيست و دو يا سه يا چهار هجرى وفات كرده ) بيان نموده است ، و آنچه نزد من است آنست كه مراد و مقصود از نصّ حقاق در اينجا رسيدن دختر است بحدّى كه زناشويى و تصرّف او در حقوقش روا باشد به جهت تشبيه و مانند بودن به حقاق از شتر و آن جمع حقهّ و حقّ است كه شترى است كه سه سال را تمام كرده به سال
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 1206
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٢٠٦